السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

302

تفسير الميزان ( فارسي )

اين گفتارى است از كفار ، البته در صورتى كه جمله * ( « أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ . . . » ) * از سخنانى باشد كه كفار در دنيا آن را به منظور استهزاء گفته باشند و به همين جهت بوده كه قرآن كريم سياق را تغيير داده ، فرمود : * ( « قالُوا تِلْكَ إِذاً . . . » ) * ، چون قبلا فرموده بود : مىگويند : * ( « أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ . . . » ) * ، و اما بنا بر اينكه جمله مزبور حكايت گفتارى باشد كه كفار در روز قيامت آن را مىگويند ، در آن صورت انگيزه شان اظهار حسرت و نفرت است . * ( « فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ » ) * ضمير « هى » به كلمه « كرة » بر مىگردد . و بعضى « 1 » گفته‌اند : به كلمه « رادفة » كه منظور از آن نفخه دوم است بر مىگردد ، و كلمه « زجر » به معناى طرد كردن كسى با آواز و نهيب است ، و اگر نفخه دوم را زجره خوانده ، از اين جهت بوده كه انسان با اين نهيب از نشاه مرگ به نشاه حيات ، و از باطن زمين به روى زمين منتقل مىشود ، و كلمه « اذا » فجائيه است ، يعنى معناى « ناگاه و ناگهان » را مىدهد ، و كلمه « ساهرة » به معناى زمين هموار ، و يا زمين خالى از گياه است . و اين دو آيه در مقام جواب از استبعادى است كه از جمله * ( « أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ . . . » ) * نسبت به قيامت استفاده مىشود ، و معناى آن اين است كه براى ما دشوار نيست كه ايشان را بعد از مردن زنده كنيم ، و دوباره به زندگى برگردانيم ، براى اينكه برگشتن آنان - و يا به قول آن مفسر ديگر نفخه دوم - بيش از * ( « زَجْرَةٌ واحِدَةٌ » ) * مئونه ندارد ، به محضى كه آن زجره محقق شود ، ناگهان همه زنده گشته و روى زمينى تخت و يا بىآب و علف قرار خواهند گرفت ، با اينكه لحظه قبل از آن مرده و در شكم زمين بودند . پس دو آيه مورد بحث در معناى آيه زير است كه مىفرمايد : « وَما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ » « 2 » . * ( « هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى . . . » ) * اين آيه تا پايان دوازده آيه اشاره اى است به خلاصه اى از داستان موسى ( ع ) ، و فرستاده شدنش به سوى فرعون ، و اينكه فرعون دعوت آن جناب را رد نموده ، و خداى تعالى او را به عذاب دنيا و آخرت گرفتار ساخت . اين آيات در عين حال مشركين را كه منكر قيامتند و با اين انكار خود دعوت دينى

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 28 . ( 2 ) مساله قيامت نيست مگر نظير چشم به هم زدن و يا فورىتر از آن . سوره نحل ، آيه 77 .