السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
275
تفسير الميزان ( فارسي )
هيچ اثر مطلوب بر آن مترتب نمىشود ، و نيز يكديگر را در آنچه مىگويند تكذيب نمىكنند ، پس سخنان بهشتيان هر چه هست حق است و اثر مطلوب دارد ، و صادق و مطابق با واقع است . * ( « جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً » ) * يعنى رفتارى كه با متقين مىشود هر چه باشد در حالى است كه جزايى حساب شده ، و عطيه اى از ناحيه پروردگار تو است ، پس كلمه « جزاء » و همچنين كلمه « عطاء » حال است ، و كلمه « حسابا » مصدرى است به معناى اسم مفعول ، و صفت است براى عطاء ، احتمال هم دارد كه كلمه « عطاء » تميز و يا مفعول مطلق باشد . بعضى « 1 » گفتهاند : در اين آيات جزاى متقين را به « رب » نسبت داده ، و « رب » را به ضمير راجع به رسول خدا ( ص ) اضافه كرده ، تا به اين وسيله از آن جناب احترامى به عمل آورده باشد ، ولى در جزاى طاغيان اين كار را نكرد و آن را به « رب » نسبت نداد و نفرمود : « جزاء وفاقا من ربك » تا بفهماند خداى تعالى منزه از رساندن شر است ، هر شرى كه باشد به دست خود طاغيان درست مىشود ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّه لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » « 2 » . نكته اينكه كلمه « حسابا » را بعد از جزاى طاغيان نياورد ، و گذاشت تا بعد از جزاى آنان و جزاى متقين بياورد ، اين است كه مفاد آيه * ( « إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً » ) * را كه در اول گفتار بود تثبيت نموده ، بفهماند فصل در آن روز خرافى نيست ، بلكه با حساب است . * ( « رَبِّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ » ) * اين آيه كلمه « ربك » را كه در آيه قبل بود تفسير و بيان مىكند ، مىخواهد بفهماند ربوبيت خداى تعالى عمومى است و همه چيز را شامل است ، و آن ربى كه رسول خدا ( ص ) رب خود اتخاذ كرده و او را مىخواند رب اختصاصى نيست ، بلكه رب هر موجودى است ، پس اينكه مشركين مىگويند كه براى هر طايفه اى از موجودات ربى جداگانه است ، و خدا رب آن ارباب ، و يا به قول بعضى از آنان رب آسمان است سخن درستى نيست . و توصيف رب به صفت رحمان - با در نظر گرفتن اينكه اين كلمه صيغه مبالغه
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 18 . ( 2 ) همه اين عذابها را دست خود شما از پيش فرستاده ، و خدا ستمكار به بندگانش نيست ( آن هم با چنين عذاب بىرحمانه اى ) . سوره انفال ، آيه 51 .