السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

276

تفسير الميزان ( فارسي )

است - ، اشاره دارد به سعه رحمت او ، و اينكه رحمت خدا نشانه ربوبيت او است ، ممكن نيست موجودى از آن محروم باشد ، هم چنان كه ممكن نيست موجودى از تحت ربوبيت او خارج باشد ، مگر آنكه مربوبى از مربوبهاى او خودش به سوء اختيارش رحمت او را نپذيرد ، كه اين شقاوت و بدبختى خود ايشان است ، مانند طاغيان كه مربوب خدا هستند ، ولى رحمت او را نپذيرفته از زى عبوديتش خارج شدند . * ( « لا يَمْلِكُونَ مِنْه خِطاباً يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ وَقالَ صَواباً » ) * از اينكه اول اين آيه دنبال آيه * ( « رَبِّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ » ) * واقع شده ، كه از ربوبيت و رحمانيت خدا خبر مىدهد ، و شان ربوبيت تدبير و شان رحمانيت بسط رحمت است ، معلوم مىشود منظور از خطاب در جمله « از ناحيه او مالك خطابى نيستند » بگو مگو و اعتراض به خداى تعالى در باره بعضى از رفتارهاى اوست ، مثلا بپرسند علت فلان عمل چه بود ؟ چرا فلان كار را اينطور كردى و آن طور نكردى ؟ همانطور كه ما از يكديگر مىپرسيم : چرا چنين كردى و چنان نكردى ؟ ، در نتيجه جمله * ( « لا يَمْلِكُونَ مِنْه خِطاباً » ) * در معناى آيه زير است كه مىفرمايد : « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ » « 1 » كه بحث پيرامونش گذشت . اين از نظر وقوع صدر آيه بعد از آيه * ( « رَبِّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ . . . » ) * بود ، و ليكن از نظر وقوع ذيل آن كه مىفرمايد : * ( « يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا » ) * بعد از جمله * ( « لا يَمْلِكُونَ مِنْه خِطاباً » ) * كه از ظاهرش بر مىآيد اين مالك نبودنشان مختص به يوم الفصل است ، و نيز از نظر وقوع آن جمله در سياق تفصيل جزاى الهى طاغيان و متقين ، بر مىآيد كه مراد اين است كه ايشان مالكيت و اذن آن را ندارند كه خدا را در حكمى كه مىراند و رفتارى كه معمول مىدارد مورد خطاب و اعتراض قرار دهند ، و يا دست به شفاعت بزنند . سؤالى كه در اينجا پيش مىآيد اين است كه چرا ملائكه استثنا نشدند ، و به طور كلى فرمود : « * ( لا يَمْلِكُونَ مِنْه خِطاباً ) * » با اينكه ملائكه منزه از اينند كه به خداى تعالى اعتراضى بكنند ، و خداى تعالى در باره آنان فرموده : « عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَه بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِه يَعْمَلُونَ » « 2 » ، و نيز در سوره نحل آيه

--> ( 1 ) هيچ كس بر كار او نمىتواند خرده بگيرد ، ولى در كارهاى آنها جاى سؤال و ايراد است . سوره انبياء ، آيه 23 . ( 2 ) بندگانى محترمند كه در سخن از خدا پيشى نمىگيرند ، و به امر او عمل مىكنند . سوره انبياء ، آيه 27 .