السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
198
تفسير الميزان ( فارسي )
اسبابى كه وسيله ابلاغ اين هدايت به تك تك افراد است ، در پاره اى جوامع و يا پاره اى زمانها و يا پاره اى اشخاص مساعدت نكند ، چون معمولا هيچ انسانى چيزى را بىواسطه يا با واسطه از تمامى افراد بشر نمىخواهد ، و اگر بخواهد نمىتواند خواسته خود را به تمام افراد بشر برساند . آيه شريفه « وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ » « 1 » ، به معناى اول و آيه « لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ » « 2 » به معناى دوم اشاره دارد . پس همين كه دعوت انبيا به آدمى برسد ، و به طورى برسد كه حق برايش روشن گردد ، حجت خدا بر او تمام مىشود ، و كسى كه اين دعوت به وى نرسد ، و يا اگر رسيد آن طور واضح كه حق برايش منكشف شده باشد نرسيده ، چنين كسى را خداى تعالى مورد فضل خود قرار داده ، او را مستضعف خوانده در باره آنان فرموده : « إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا » « 3 » . و يكى از ادله اى كه دلالت مىكند بر اينكه دعوت الهى كه همان هدايت به سبيل است حق و واجب الاتباع بر انسان است ، اين است كه فطرت انسان بدان حكم مىكند ، و خلقتش مجهز به جهازى است كه آن جهاز نيز آدمى را به سوى آن سبيل كه همان اعتقاد حق و عمل صالح است دعوت مىكند ، و علاوه بر اين در خارج هم اين دعوت از طريق نبوت و رسالت صورت گرفته ، و معلوم است كه سعادت هر موجودى و كمال وجودش در آثار و اعمالى است كه مناسب با ذات او و سازگار با ادوات و قوايى باشد كه مجهز به آن است ، انسان هم از اين كليت مستثنى نيست ، سعادت و كمال او نيز در پيروى دين الهى است ، كه سنت حيات فطرى او است ، سنتى كه هم عقلش بدان حكم مىكند و هم انبيا و رسولان ( ع به سوى آن دعوتش كردهاند . * ( « إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَلاسِلَ وَأَغْلالًا وَسَعِيراً » ) * كلمه « اعتاد » به معناى تهيه كردن است ، و كلمه « سلاسل » جمع سلسله است ، كه به معناى قيدى است كه دست و پاى مجرم را با آن مىبندند ، و كلمه « اغلال » جمع « غل »
--> ( 1 ) و هيچ امتى نبوده مگر آنكه در ميانشان ترساننده و راهنمايى بوده است . سوره فاطر ، آيه 24 . ( 2 ) تا قومى كه پدرانشان به كتب آسمانى پيشين انذار شدند تو هم خود آنها را به اين قرآن انذار كنى و بترسانى كه ايشان غافلند . سوره يس ، آيه 6 . ( 3 ) . . . مگر مستضعفين از مردان و زنان و فرزندان ، كه نه مىتوانند چاره اى بينديشند و نه راه بجايى مىبرند . سوره نساء ، آيه 98 .