السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
19
تفسير الميزان ( فارسي )
تجاوز او جلوگيرى مىكند . كودك هم چنان بر اين حال هست تا به حد رشد و عقل برسد و حق و باطل و خير و شر را تشخيص داده و به آنچه درك مىكند اعتراف نمايد ، در اين هنگام است كه بسيارى از حق و باطلها و خير و شرها در نظرش بر عكس مىشود ، يعنى بسيارى از امورى كه به نظرش حق بود ، باطل و باطلها حق مىشود . حال اگر در همان أوان بخواهد نسبت به حق و باطلهاى دوران كودكيش كه مصادر همه آنها هواى نفس و اشتهاى دلش بود ، پافشارى كند و زير بار احكام عقلش در تعيين حق و باطلها نرود ، خداى تعالى بر دلش مهر مىزند ، در نتيجه به هيچ حقى بر نمىخورد مگر آنكه آن را باطل مىانگارد ، و به هيچ صاحب حقى بر نمىخورد مگر آنكه به حقش ستم مىكند ، و اما اگر عنايت الهى او را دريابد ، همه غرائز او و از آن جمله حرصش به جاى حرص بر هواى نفس ، حرص بر حقطلبى مىشود ، چنين كسى ديگر در برابر هيچ حقى استكبار نمىورزد و هيچ صاحب حقى را از حقش منع نمىكند . پس هر انسانى در همان آغاز تولدش ، و در عهد كودكى و قبل از رشد و بلوغش مجهز به حرص شديد هست ، و اين حرص شديد بر خير صفتى است كمالى كه اگر نبود به دنبال كمال و جلب خير و دفع شر از خود بر نمىآمد ، هم چنان كه قرآن كريم فرموده : « وَإِنَّه لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ » « 1 » . و چون به حد بلوغ و رشد رسيد به دستگاهى ديگر مجهز مىشود ، و آن عبارت است از عقل كه با آن حقائق امور را آن طور كه هست درك مىكند ، اعتقاد حق و عمل خير را تشخيص مىدهد ، آن وقت است كه حرص شديد در ايام كودكيش كه او را در هنگام برخورد با شر به جزع در مىآورد ، و در هنگام رسيدن به خير از بذل خير جلوگيرش مىشد ، مبدل به حرصى ديگر مىشود ، و آن حرص شديد به خير واقعى و فزع شديد از شر اخروى است ، و با در نظر گرفتن اينكه خير واقعى عبارت است از مسابقه به سوى مغفرت پروردگار ، و شر واقعى عبارت است از نافرمانى خداى تعالى ، در نتيجه چنين كسى از كار خير سير نمىشود ، و پيرامون گناه نمىگردد ، و اما نسبت به شر و خير دنيوى حرصى نمىورزد ، و از حدودى كه خداى تعالى برايش معين كرده تجاوز نمىكند ، در هنگام برخورد با گناه حرص خود را با فضيلت صبر كنترل مىكند ، و نيز در برابر اطاعت پروردگار حرص خود به جمع مال و اشتغال به دنيا را با
--> ( 1 ) انسان سخت دوستدار خير است . سوره عاديات ، آيه 8 .