السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

163

تفسير الميزان ( فارسي )

و ماه ( تابان ) تاريك شود ( 8 ) . و ميان خورشيد و ماه جمع گردد ( 9 ) . و در آن روز انسان ( زشت كار ) گويد : ( اى واى از سختى عذاب ) كجا مفر و پناهى خواهد بود ؟ ( 10 ) . هرگز مفرى نيست ( 11 ) . آن روز جز درگاه خدا هيچ آرامگاهى نيست ( 12 ) . آن روز آدمى به هر نيك و بدى كه در مقدم و مؤخر عمر كرده از نتيجه همه آگاه خواهد شد ( 13 ) . بلكه انسان خود بر نيك و بد خويش به خوبى آگاهست ( 14 ) . و هر چند ( پرده هاى ) عذر بر ( چشم بصيرت ) خود بيفكند ( 15 ) . بيان آيات بيان اين سوره پيرامون مساله قيامت كبرى دور مىزند ، نخست از وقوع روز قيامت خبر مىدهد ، و در مرحله دوم آن روز را يك بار با ذكر چند نشانه ، و بار ديگر با اجمالى از سرگذشت انسان در آن روز توصيف مىكند ، و خبر مىدهد كه اولين قدم در سير به سوى قيامت مرگ است ، و در مرحله سوم سوره را با استدلال بر قدرت خداى تعالى بر اعاده عالم ختم نموده ، اثبات مىكند همانطور كه خداى تعالى بر خلقت نخستين عالم قادر بود همچنين بر خلقت بار دوم آن ، كه همان قيامت است قادر است و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده است . * ( « لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ » ) * ما چه اينكه مجموع « لا اقسم » را كلمه سوگند بدانيم ، و چه اينكه حرف « لا » را زايد بدانيم ، و چه اينكه آن را نافيه بگيريم - كه البته اقوال هم مختلف است - سوگند در اين آيه سوگند به قيامت است . * ( « وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ » ) * اين جمله به مقتضاى سياق و از نظر شباهت لفظى كه با جمله قبلى دارد سوگند دوم است ، پس نبايد به گفته بعضى اعتنا كرد كه گفته‌اند : جمله دوم نفى سوگند است نه سوگند ، و مىخواهد بفرمايد : من به روز قيامت سوگند مىخورم ، و به نفس لوامه سوگند ياد نمىكنم . و منظور از « نفس لوامه » نفس مؤمن است ، كه همواره در دنيا او را به خاطر گناهانش