السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

159

تفسير الميزان ( فارسي )

نخواسته‌ايم ، اثر اين قرآن همان جزايى است كه نزد ما براى مطيع و عاصى آماده شده است . * ( « فَمَنْ شاءَ ذَكَرَه » ) * يعنى هر كه بخواهد از آن پند مىگيرد چرا كه دعوت و موعظه قرآن اجبارى نيست و در ظرف اختيار و آزادى اراده دعوت مىكند . * ( « وَما يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ » ) * اين آيه توهمى را دفع مىكند كه ممكن است از جمله * ( « فَمَنْ شاءَ ذَكَرَه » ) * به ذهن كسانى بيايد و خيال كنند اختيار به دست خودشان است ، و خود مستقل در اراده‌اند ، و اگر نخواستند متذكر شوند بر خدا غالب گشته ، و او را در به كرسى نشاندن اراده خود عاجز ساخته‌اند ، او خواسته بود اينان متذكر بشوند ، و اينان خواستند نشوند و نشدند . و حاصل دفع اين است كه : حكم قدر در افعال آنان مانند همه چيز ديگر جارى است ، و تذكر آنان - البته اگر متذكر شوند - هر چند فعل اختيارى و صادر از ايشان است ، و اكراه و اجبارى در كار نيست ، خداى تعالى هم خواسته تا به اختيار خود متذكر شوند ، به اين معنا خداى تعالى هيچ وقت از هيچ انسانى با خواست تكوينيش نخواسته كه فلان عمل را بىاختيار انجام بدهد ، بلكه اراده تكوينى كرده كه هر چه مىكند به اختيار و اراده خود كند ، پس فعل اختيارى در عين اينكه نسبت به انسان فاعل نسبت امكان دارد ، در عين حال نسبت به اراده الهى ضرورى التحقق است ، و گر نه محقق نمىشد . * ( « هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ » ) * - يعنى او اهليت آن را دارد كه از او پروا شود ، چون او ولايت مطلقه بر هر چيز دارد ، و سعادت و شقاوت انسان به دست اوست ، و نيز اهليت آن را دارد كه پروا كنندگان خود را بيامرزد ، چون او آمرزگار رحيم است . و اين جمله يعنى جمله * ( « هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ » ) * مىتواند تعليل جمله قبل يعنى * ( « إِنَّه تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ ذَكَرَه » ) * باشد كه روشن است ، و نيز جمله * ( « وَما يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » ) * را تعليل كند ، چون اهل تقوى و اهل مغفرت بودن خداى تعالى وقتى صحيح و تمام است كه داراى اراده اى نافذ در اراده ها و اعمال خلق باشد ، و خلاصه خلق در آنچه مىخواهند آزاد نباشند ، و با تمرد و استكبار خود خدا را عاجز نسازند . بحث روايتى در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر ( ع ) آمده كه در تفسير