السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
128
تفسير الميزان ( فارسي )
و معناى آيه مورد بحث اين است كه وقتى اين اوامر را امتثال كردى ، يعنى قوم خود را انذار و پروردگار خود را تكبير ، و جامه ات را تطهير كردى ، و از پليديها دورى نمودى ، بر كسى منت مگذار ، در حالى كه اطاعت خود را بزرگ و بسيار ببينى ، و نسبت به آن عجب بورزى ، ( براى اينكه تو بنده اى هستى كه از خودت مالك چيزى نيستى ، آنچه دارى خدا به تو داده ، و تو را بر آن توانا كرده ، و آنچه دارى مالكش خداى تعالى است ، و او خودش بر آنچه تو را بر آن قدرت داده قادر است ) . مفسرين در معنا و تفسير آيه وجوهى ديگر ذكر كردهاند كه با سياق آن طور كه بايد سازگار نيست ، مثلا گفتهاند « 1 » : معنايش اين است كه آنچه مىدهى به اين منظور مده كه بيشتر از آن را به تو بدهند . و يا گفتهاند « 2 » : نعمت نبوت و قرآنى را كه خدا به تو داده بر مردم منت مگذار ، تا با منت نهادن اجر بيشترى از آنان بگيرى . و يا گفتهاند « 3 » : ابلاغ رسالت را بر امت خود منت منه . و يا گفتهاند « 4 » : به خيال اينكه طاعاتت بسيار است و به اين بهانه ، در انجام وظيفه سست مشو . و يا گفتهاند « 5 » : وقتى به مردم چيزى عطا مىكنى نه بر آنان منت بگذار و نه عطيه خود را بسيار بدان . و يا گفتهاند « 6 » : وقتى عطايى مىكنى به خاطر پروردگارت بكن ، و صبر كن تا پاداش دهنده ات او باشد . و يا گفتهاند « 7 » : اين آيه از ربا خوارى نهى كرده ، مىفرمايد : اگر به كسى قرضى مىدهى براى اين مده كه بيشتر از آن را مطالبه كنى . * ( « وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ » ) * يعنى به خاطر پروردگارت صبر كن ، و چون كلمه « صبر » مطلق آمده ، شامل همه اقسام آن يعنى صبر در هنگام مصيبت و صبر بر اطاعت و صبر بر ترك معصيت مىشود . و معناى آيه اين است كه : به خاطر پروردگارت در هنگام مصيبت و آزار مردمى كه تو انذارشان مىكنى ، و در برابر امتثال اين اوامر ، و در برابر اطاعت خدا و ترك معصيتش صبر كن . و اين معناى جامعى است براى مطالب متفرقه اى كه در تفسير آيه گفتهاند ، مثل اينكه بعضى « 8 » گفتهاند : اين جمله امر به خود فعل است و نظرى به متعلق آن ندارد ، فقط مىخواهد بفرمايد صبر كن ، اما در برابر چه صبر كند ساكت است . و يا بعضى « 9 » گفتهاند : منظور صبر در برابر اذيت و آزار مشركين است . و يا بعضى « 10 » گفتهاند : منظور صبر بر اداى فرائض است . و
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 646 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 385 . ( 3 و 4 و 5 و 6 و 7 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 385 . ( 8 و 9 و 10 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 646 .