السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
112
تفسير الميزان ( فارسي )
و نيز در همان كتاب از ام سلمه روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) قرائتش را آيه آيه مىكرد « 1 » . و در همان كتاب از انس روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) صوت خود را در قرائت مىكشيد « 2 » . و نيز در همان كتاب روايت كرده كه : حارث بن هشام از رسول خدا ( ص ) پرسيد وحى چگونه بر تو نازل مىشود ؟ فرمود : احيانا صدايى چون صداى زنگ به گوشم مىخورد ، و من آنچه را مىگويد از بر مىشوم ، و اين نوع وحى از ساير انواعش بر من سختتر است ، و بدنم عرق مىكند ، و گاهى فرشته وحى به صورت مردى برايم مجسم مىشود ، و من آنچه را مىگويد از بر مىشوم . عايشه هم گفته : گاه مىشد كه وحى بر آن جناب نازل مىشد در حالى كه سوار بر شتر بود ناچار به گردن حيوان مىزد تا بخوابد . و نيز گفته : من ديدهام كه گاهى در روز بسيار سرد وحى بر آن جناب نازل مىشد و خيس عرق مىشد ، به طورى كه عرق از پيشانيش مىچكيد « 3 » . و از تفسير عياشى نقل شده كه او به سند خود از عيسى بن عبيد از پدرش از جدش از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : قرآن بعضى آياتش بعضى ديگر را نسخ مىكند ، و لذا بايد به دستور رسول خدا ( ص ) به همه آيات تمسك كرد ، يعنى آخرين آيه اى را هم كه نازل شده در نظر بگيريم . و از جمله آخرين آياتى كه به آن جناب نازل شد سوره مائده است ، كه ما قبل خود را نسخ كرده ولى چيزى آن را نسخ نمىكند ، اين سوره در حالى بر آن جناب نازل شد كه بر ناقه شهباء سوار بود ، و وحى آن چنان بر آن حيوان گران آمد كه نتوانست راه برود ، بلكه شكمش را به زمين نزديك مىكرد و من خود ديدم كه نزديك بود نافش به زمين برسد « 4 » . مؤلف : اين روايت اگر درست باشد ناگزير بايد بگوييم ظاهر شدن اثر سنگينى وحى در ناقه و يا قاطر ، از قبيل تجسم معانى است ، نه اينكه وحى هم امرى مادى و داراى سنگينى وزن است ، چون اين سخن معقول نيست . و نظير اين تعبيرها در رواياتى كه معجزات و كرامات اولياء را نقل مىكنند ، بسيار است . و در تهذيب به سند خود از هشام بن سالم از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در تفسير كلام خداى عز و جل كه فرموده * ( « إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَأَقْوَمُ قِيلًا » ) * ، فرمود :
--> ( 1 و 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 378 . ( 4 ) تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 288 .