السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

90

تفسير الميزان ( فارسي )

است ، و انشقاق را جز به پاره شدن چيزى و دو نيم شدن آن اطلاق نمىكنند ، و هرگز جدا شدن چيزى از چيز ديگر كه قبلا با آن يكى بوده را انشقاق نمىگويند . نظير وجه بالا در بىپايگى اين وجه است كه بعضى « 1 » اختيار كرده و گفته‌اند : انشقاق قمر به معناى بر طرف شدن ظلمت شب ، هنگام طلوع قمر است . و نيز اينكه بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : انشقاق قمر كنايه است از ظهور امر و روشن شدن حق . البته اين آيه خالى از اين اشاره نيست كه انشقاق قمر يكى از لوازم نزديكى ساعت است . * ( « وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ » ) * استمرار از هر چيزى به معناى عبور از آن است ، البته عبورى پى در پى ، و به همين جهت بر دوام و عموميت هر چيزى هم اطلاق مىشود ، پس « سحر مستمر » به معناى سحرهايى پى در پى و دائمى است . و كلمه « آية » نكره در سياق شرط است ، يعنى كلمه مذكور بدون الف و لام و هم در جمله اى شرطيه قرار گرفته ، و بر حسب قواعد ادبى عموميت را مىفهماند ، و معنايش « هر آيتى » است ، پس مىفهماند مشركين هر آيتى كه ببينند در باره اش مىگويند : اينها همه سحرهايى است پشت سر هم . و بعضى « 3 » از مفسرين ، مستمر را به محكم و مورد وثوق تفسير كرده‌اند . و بعضى « 4 » ديگر آن را به از بين رفتنى و زائل شدن ، و بعضى « 5 » ديگر آن را به زشت و منفور معنا كرده‌اند . ولى اين معانى بعيد است . * ( « وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ » ) * در اين جمله صريحا نفرموده چه چيز را تكذيب مىكنند ، ولى به قرينه ذيل آيه مىفهميم كه منظور تكذيب رسول خدا ( ص ) و آياتى است كه آورده . و معناى آيه اين است كه : رسول خدا ( ص ) و آياتى را كه آورده تكذيب كردند ، در حالى كه همه امور مستقر و در مجراى خود قرار مىگيرد ، آن وقت فهميده مىشود كه آن امر حق است يا باطل ، راست است يا دروغ ؟ پس به زودى خواهند دانست كه رسول خدا ( ص ) بر حق و صادق ، و يا بر باطل و كاذب است . بنا بر اين جمله « * ( وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ ) * » در معناى آيه « وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَه بَعْدَ حِينٍ » « 6 » مىباشد .

--> ( 1 و 2 و 3 و 4 و 5 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 77 . ( 6 ) و به زودى و بعد از اندك زمانى خبرش را به طور قطع خواهى دانست . سوره ص ، آيه 88 .