السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

79

تفسير الميزان ( فارسي )

معناى آيه اين است كه : خداى تعالى قوه خنده و گريه را در انسان خلق كرده . و يا بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : معنايش اين است كه خداوند منشا خنده و گريه يعنى مسرت و اندوه را آفريده . و يا بعضى « 2 » گفته‌اند : معناى آيه اين است كه : خداوند زمين را با روياندن گياهان خندانده و آسمان را با باريدن گريانده . و يا بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : معنايش اين است كه : اهل بهشت را خندانده و اهل دوزخ را گريانده . * ( « وَأَنَّه هُوَ أَماتَ وَأَحْيا » ) * گفتار در اين آيه كه موت و حيات را به خداى سبحان نسبت داده ، با اينكه ارتباطى هم با اسباب طبيعى و غير طبيعى مانند ملائكه دارند ، نظير همان گفتارى است كه در باره خنده و گريه گذرانديم ، و همچنين عين اين بحث در آيات بعدى هم جريان پيدا مىكند . * ( « وَأَنَّه خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالأُنْثى مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى » ) * كلمه « نطفه » به معناى آبى است در مرد و زن كه مبدأ پيدايش فرزند است ، و وقتى مىگوييم : « امنى الرجل » معنايش اين است كه فلان مرد منى خود را ريخت . بعضى « 4 » گفته‌اند : معناى « تمنى » اين است كه : « مقدر شده باشد » . و جمله « الذكر و الانثى » بيان كلمه « زوجين » است . بعضى « 5 » هم گفته‌اند : اينكه در آيه مورد بحث مانند آيه قبلى نفرمود : « و أنه هو » براى اين بود كه در مساله خلقت زوجين ، كسى تصور نمىكند منسوب به غير خداى تعالى باشد . * ( « وَأَنَّ عَلَيْه النَّشْأَةَ الأُخْرى » ) * كلمه « نشاه اخرى » به معناى خلقت اخرى است كه همان خلقت دوم باشد ، و ظرفش آخرت است كه دار جزاء است ، و اگر فرمود پيش آوردن اين نشاه به عهده خداست ، براى اين بود كه قضاى حتمى الهى بود ، و نيز براى اين بود كه وعده اش را داده بود ، و او خلف وعده نمىكند . * ( « وَأَنَّه هُوَ أَغْنى وَأَقْنى » ) * يعنى و او كسى است كه غنى و قنيه مىدهد ، و « قنيه » به معناى اموال ماندنى از قبيل خانه و باغ و حيوان است ، و بنا بر اين ، ذكر جمله « أقنى » بعد از جمله « أغنى » از باب ذكر خاص بعد از عام است ، به خاطر نفاست و شرافتى كه در خاص است .

--> ( 1 و 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 68 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 183 . ( 5 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 68 .