السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

66

تفسير الميزان ( فارسي )

بود ، بلكه كلمه « حياة الدنيا » آمده بود ، ولى امر دنيا از آن آيه استفاده مىشد ، و تعبير به اينكه « اين است مقدار رسايى علم آنان » تعبيرى است استعاره اى ، گويا علم به سوى معلوم مىرود تا به آن برسد ، و علم مشركين در مسير خود به دنيا مىرسد ، و همانجا از حركت باز مىماند ، و ديگر از آنجا به طرف آخرت نمىرود ، و لازمه اين توقف علم ، آن است كه تنها دنيا هدف نهايى اراده و طلب آنان باشد ، و توسن همشان تا همانجا پيش برود ، و ديگر دل به غير دنيا نبندند ، و جز به سوى آن روى نياورند . * ( « إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ . . . » ) * - اين جمله مضمون جمله قبلى را تاكيد مىكند ، و شهادتى است از خداى تعالى بر صحت آن . * ( « وَلِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى » ) * ممكن است بگوييم : صدر آيه شريفه حال باشد از جمله « أعلم » كه در آيه قبلى بود ، و كلمه « واو » در ابتداى آن واو حاليه و معنا چنين باشد : « به درستى پروردگار تو أعلم و داناتر به حال دو طايفه ضالين و مهتدين است ، در حالى داناتر است كه مالك همه چيزهايى است كه در آسمان و زمين است ، ديگر چگونه ممكن است كه أعلم به حال آن دو طايفه نباشد ، با اينكه مالك ايشان است » . و بنا بر اين احتمال ، ظاهر چنين به نظر مىرسد كه : جمله « ليجزى . . . » متعلق به جمله سابق باشد كه مىفرمود : * ( « فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى . . . » ) * آن وقت معناى مجموع دو جمله چنين مىشود كه از ايشان اعراض كن و امرشان را به خدا واگذار نما تا جزايى چنين و چنانشان داده و تو را و نيكوكاران را چنين و چنان پاداش دهد . ممكن هم هست بگوييم جمله * ( « وَلِلَّه ما فِي السَّماواتِ . . . » ) * كلامى استينافى باشد و بخواهد بفهماند دستورى كه به تو داديم كه از ايشان اعراض كن ، براى اين نبود كه ما دست از ايشان برداشته‌ايم و رهايشان كرده‌ايم ، بلكه براى اين بود كه خواستيم هر طايفه را در برابر عملش جزا دهيم ، اگر عملش بد بوده جزاى بد ، و اگر خوب بوده جزاى خوب دهيم . و اگر با اينكه مىتوانست بفرمايد : « و له ما فى السماوات . . . » به جاى ضمير دوباره اسم جلاله « اللَّه » را آورد ، براى اين بود كه از كمال عظمت خداى سبحان خبر داده باشد . * ( « وَلِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ » ) * - اين جمله به مالكيت خداى تعالى نسبت به تمامى عالم اشاره مىكند ، و معنايش اين است كه : هستى تمامى موجودات قائم به خداى تعالى است ، چون خدا خالق و پديد آورنده آنها است ، پس ملكيت ناشى از خلقت او خود