السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
55
تفسير الميزان ( فارسي )
اما اينكه چه ديده ؟ آيه « * ( لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّه الْكُبْرى ) * - از آيات كبراى پروردگارش بديد » پاسخ مىدهد ، و معلوم مىشود كه منظور از جمله « ما رأى » آيات پروردگار است ، و آيات پروردگار غير خود اوست « 1 » . مؤلف : على الظاهر منظور امام اين بوده كه ابو قره را ساكت كرده باشد ، چون در آغاز قبول مىكند كه منظور از اين ديدن ، ديدن حسى است ، آن گاه اين چنين ساكتش مىكند كه منظور از آن ، ديدن آيات خدا است ، و آيات خدا غير خدا است ، و بنا بر اين ديگر نبايد به روايت اشكال كرد كه چرا فرموده آيات خدا غير خدا است ، با اينكه ديدن آيات خدا بدان جهت كه آيات او است در حقيقت ديدن خود او است ، زيرا همانطور كه گفتيم و در عده اى از روايات هم آمده بود ديدن خدا مربوط به قلب است ، و ديدن آياتش مربوط به چشم . و صاحب تفسير قمى مىگويد : پدرم از ابن ابى عمير از هشام از امام صادق ( ع ) برايم حديث كرد كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرموده : من ( در شب معراج ) به سدرة المنتهى رسيدم ، و ديدم كه هر يك برگش سايه بر امتى از امتها دارد ، آنجا بود كه نسبت به مقام پروردگارم مانند فاصله دو قوس يا كمتر قرار گرفتم « 2 » . و در الدر المنثور است كه احمد و ابن جرير از انس روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : به سدرة المنتهى رسيدم ، ديدم كه بارش مانند ملخ درشت و پر پشت و برگهايش چون گوش فيل است ، همين كه جلوه اى از امر خدا آن را پوشاند به صورت ياقوت و زمرد و مثل آن در آمد « 3 » . و در تفسير قمى به سند خود از اسماعيل جعفى از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى طولانى فرمود : و چون آن جناب را به سدرة المنتهى رساندند جبرئيل ديگر همراهيش نكرد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : آيا در چنين مقامى مرا تنها مىگذارى ؟ گفت : تو هم چنان پيش برو ، به خدا سوگند تو به حدى پيش رفته اى كه احدى از خلق خدا كه قبل از تو بودند ، به اين حد پيش نرفتند ، در آنجا بود كه نورى از ناحيه پروردگارم ديدم ، و سبحه بين من و او حائل گرديد . راوى مىگويد : عرضه داشتم : فدايت شوم « سبحه » چيست ؟ حضرت روى خود را به طرف زمين خم كرد با دست به آسمان اشاره نموده سه مرتبه فرمود : جلال پروردگارم ، جلال
--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 95 ، ح 2 . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 11 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 125 .