السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
56
تفسير الميزان ( فارسي )
پروردگارم « 1 » . مؤلف : سبحه همانطور كه در حديث تفسير شده عبارت است از جلال ، و چيزى است كه بر تنزه خداى تعالى از نواقص خلقش دلالت مىكند كه برگشت اين نيز به همان جلال است ، و حاصل ذيل روايت اين است كه : آن حضرت پروردگار خود را از راه مشاهده آياتش بديد . و نيز در همان كتاب در ذيل آيه * ( « وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى » ) * آمده كه امام فرمود در آسمان هفتم « 2 » . باز در آن كتاب در ذيل آيه * ( « إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى » ) * امام فرمود : وقتى حجاب از بين خداى تعالى و بين رسول گراميش برداشته شد ، نور سدره پوشيده گشت « 3 » . مؤلف : و در مطالب گذشته رواياتى ديگر نيز هست ، و ما در اول تفسير سوره اسراء رواياتى را كه جامع داستان معراج است نقل كرديم . و در آنجا در ذيل همان روايات اختلافى را كه علماء در معراج آن حضرت كردهاند نقل نموديم كه : بعضى گفتهاند : در خواب صورت گرفته ، و بعضى گفتهاند : در بيدارى بوده ، آنهايى هم كه گفتهاند در بيدارى بوده ، اختلاف كردهاند كه آيا با روح و بدن ماديش هر دو به معراج رفته و يا تنها با روحش ، و از ابن شهرآشوب ( صاحب مناقب ) نقل كرديم كه گفته است : اعتقاد شيعه اين است كه معراج از مسجد الحرام تا مسجد اقصى با روح و جسم هر دو بوده ، و آيه اسراء هم بر همين مقدار دلالت دارد ، و اما از مسجد اقصى تا آسمانها ، بعضى از علماى اسلام گفتهاند : آن نيز با جسم و روح هر دو بوده ، و بسيارى از علماى شيعه نيز با ايشان موافقت كردهاند ، و بعضى ديگر گفتهاند كه : از مسجد اقصى تا آسمان تنها روحانى بوده ، و بعضى از علماى متاخر نيز متمايل به اين قول شدهاند . و به نظر ما عيبى در اين قول نيست - البته اگر قرائنى كه همراه با آيات و روايات هست آن را تاييد كند - چيزى كه هست در اين صورت لازم است جنت الماوى در آيه * ( « عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى » ) * را حمل بر جنت برزخ كنيم ، و بگوييم : منظور از اينكه فرمود : جنت الماوى نزد سدره بود ، اين است كه بهشت برزخى با سدرة المنتهى نوعى ارتباط و بستگى دارد ، هم چنان كه در روايات آمده كه قبر انسانها يا باغى از باغهاى بهشت ، و يا حفره اى از حفره هاى دوزخ
--> ( 1 ) تفسير نور الثقلين ، ج 5 ، ص 155 به نقل از تفسير قمى . ( 2 و 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 335 .