السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
54
تفسير الميزان ( فارسي )
پرسيدند : يا رسول اللَّه آيا پروردگار خود را ديده اى ؟ فرمود : با چشم خود نديدم ، ولى با فؤادم دو بار ديدم ، آن گاه اين آيه را تلاوت كرد : * ( « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى » ) * « 1 » . مؤلف : اين معنا را نسايى هم از ابو ذر - به طورى كه در الدر المنثور آمده - نقل كرده ، و عبارتش چنين است : « رسول خدا ( ص ) پروردگار خود را با قلب خود ديد نه با چشم خود » « 2 » . و از صحيح مسلم و ترمذى و ابن مردويه ، از ابو ذر روايت كرده كه گفت : من از رسول خدا ( ص ) پرسيدم : آيا پروردگار خود را ديده اى ؟ فرمود : « نورانى مىبينم او را » « 3 » . مؤلف : كلمه « نورانى » منسوب به نور است كه بر طبق قاعده بايد بشود « نورى » ولى بر خلاف قاعده و قياس « نورانى » مىگويند ، مانند جسمانى كه منسوب به جسم است . بعضىها عبارت مذكور را به صورت « نور انى أراه » - با تنوين و كسره همزه و تشديد نون و سپس ياى متكلم - خواندهاند ، يعنى نورى كه من آن را مىبينم ، ولى ظاهرا عبارت روايت دست خورده شده باشد ، هر چند كه روايتى ديگر كه ذيلا نقل مىكنيم آن را تاييد كند ، و آن روايت اين است كه : مسلم در صحيح خود ، و ابن مردويه از ابو ذر نقل كردهاند كه از رسول خدا ( ص ) پرسيده : آيا پروردگارت را ديده اى ؟ فرمود : نورى را ديدم « 4 » . چون به هر تقدير ظاهر روايت قابل قبول نيست ، مگر اينكه بگوييم مراد از رؤيت ، رؤيت قلب است ، در نتيجه نه رؤيت ، رؤيت حسى است و نه نور ، نور حسى است . و در كافى به سند خود از صفوان بن يحيى روايت كرده كه گفت : ابو قره محدث از من خواهش كرد او را نزد ابى الحسن رضا ( ع ) ببرم ، من از آن جناب براى وى اجازه ملاقات خواستم ، آن حضرت اجازه دادند ، ابو قره بر آن حضرت وارد شد و مسائلى از حلال و حرام در احكام از او پرسيد تا رسيد به اينجا كه ابو قره گفت : خداى تعالى فرموده : * ( « وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى » ) * اين چه معنا دارد ؟ حضرت ابو الحسن ( ع ) پاسخ دادند كه بعد از اين آيه ، آيه اى ديگر هست كه مىفهماند آن جناب چه ديده ، و آن آيه « * ( ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ) * » است ، مىفرمايد : فؤاد محمد آنچه را كه چشمهايش ديد و زبانش از آنچه ديد خبر داد تكذيب نكرد ، و
--> ( 1 و 2 و 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 125 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 125 .