السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
87
تفسير الميزان ( فارسي )
بگيرند ، و سراسر جهان براى نابوديشان يك جهت شده ، عوامل و اسبابش براى منقرض ساختن آنان بسيج شوند ) ، هم چنان كه فرموده : « ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَقالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ » « 1 » . ممكن هم هست خطاب در آيه منحل به خطابهاى جزئى و متوجه به فرد فرد بشر بشود ، آن وقت مراد از « مصيبت » ناملايماتى است كه متوجه جان و مال و فرزند و عرض تك تك افراد مىشود و ناشى از گناهانى است كه هر كس خودش مرتكب شده ، و خدا از بسيارى از آن گناهان درمىگذرد . و به هر حال چه خطاب عمومى غير منحل باشد ، و چه عمومى منحل ، از سياق بر مىآيد كه اولا مؤمن و كافر را يكسان شامل مىشود ، و مؤيد اين معنا آيه بعدى است كه بطور مسلم متوجه مؤمن و كافر است . و ثانيا مراد از جمله « بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ » تنها گناهان و زشتىها است ، نه تمامى اعمال چه خوب و چه بد . و ثالثا مراد از مصائبى كه به انسانها مىرسد آثار سوء دنيايى اعمال است ، آثارى كه بين آنها و آن اعمال ارتباط و تداعى خاصى است ، نه جزاى آخرتى اعمال . با اين بيان اولا جواب يك شبهه در خصوص آيه شريفه ، داده مىشود . و ثانيا تفسيرى كه بعضى در باره آيه كردهاند رد مىشود . اما شبهه اى كه شده اين است كه بعضى « 2 » گفتهاند : اگر منظور از مصائب عموم مصيبتها باشد ، اين عموميت با مصائبى كه انبياء ( ع ) با آن مواجه شدند منتفى مىشود ، چون انبياء ( ع ) معصوم بودند و گناهى نداشتند تا مستوجب آن مصائب گردند ، و همچنين اطفال و ديوانگان مكلف به هيچ تكليفى نيستند تا به خاطر مخالفت با آن تكاليف مستوجب مصائب شوند ، پس ناگزير بايد از عموميت آيه صرفنظر نموده آن را به مصائب انبياء و اطفال و مجانين تخصيص زد . جواب اين شبهه اين است : اين كه در آيه فرموده * ( « فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ » ) * و مصائب را مستند به گناهان كرده خود دليل است بر اينكه خطاب در آيه متوجه كسانى است كه صدور
--> ( 1 ) سپس آن سختىها را به آسايش و خوشى مبدل كرديم تا به كلى حال خود را فراموش كرده و گفتند آن رنج و محنتها به پدران ما رسيد . ما هم به ناگاه آنان را به كيفر اعمالشان عقاب كرديم در حالى كه از توجه به آن عقاب غافل بودند . سوره اعراف ، آيه 95 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 31 .