السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
63
تفسير الميزان ( فارسي )
« فرزندان ما فرزندان پسران مايند ، و اما فرزندان دختران ما فرزندان مردان بيگانهاند » . و نيز مىگويد : و انما امهات الناس اوعية مستودعات و للانساب آباء « مادران مردم ، ظرف و صدف پديد آمدن مردمند ، و سلسله انساب تنها به وسيله پدران حفظ مىشود » . آرى ، اين اسلام است كه زنان را در قرابت داخل و آنان را با مردان برابر ، و نواده هاى پسرى و دخترى را يكسان كرده - كه در مباحث گذشته در باره اش سخن رفت . بعضى ديگر گفتهاند : خطاب در آيه به قريش است . و منظور از مودت به قربى ، مودت به سبب قرابت است ، ليكن مراد از آن ، مودت پيغمبر است ، نه مودت قريش كه در وجه اول آمده بود ، و استثناء هم منقطع است ، در نتيجه معناى آيه چنين است : بگو من از شما در برابر هدايتى كه به سوى آن دعوتتان مىكنم تا شما را به روضات جنات و خلود در آن برساند مزدى نمىخواهم ، و پاداشى توقع ندارم ، ليكن اين علاقه اى كه من به خاطر خويشاونديم به شما دارم به من اجازه نمىدهد در باره شما بى تفاوت باشم ، مرا وادار مىكند كه شما را به آن هدايت برسانم ، و به آن روضات جنات رهنمون نمايم . اشكال اين وجه اين است كه : با تحديدى كه خداى سبحان در مساله دعوت و هدايت كرده نمىسازد ، چون خداى تعالى در بسيارى از موارد در كلام مجيدش اين معنا را مسجل فرموده كه ( وظيفه او تنها دعوت است ) ، و او مردم را به سوى خدا هدايت نمىكند ، بلكه هدايت تنها به دست خدا است ، و نيز او نبايد به خاطر كفر كفار و رد دعوتش اندوهگين شود ، چون وظيفه او تنها ابلاغ است . پس او نمىتواند بخاطر علاقه فاميلى كه با خويشاوندان خود دارد آنها را هدايت كند ، و يا به خاطر دشمنى و كراهتى كه از ديگران دارد از هدايت آنها روى بگرداند . و با اين همه چطور ممكن است در آيه * ( « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ . . . » ) * رسول خدا ( ص ) را مامور كند كه به كفار قريش اعلام نمايد كه علاقه اش به آنان به خاطر اينكه فاميل اويند ، وادارش مىكند كه هدايتشان كند ، نه به خاطر مزدى كه از ايشان درخواست نمايد ؟ ! و بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : مراد از مودت به قربى ، مودت خود قربى است ، و خطاب در
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 32 .