السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

569

تفسير الميزان ( فارسي )

معناى كلوخى كه چون سنگ محكم شده باشد . و كلمه « تسويم » به معناى علامت نهادن بر هر چيز است ، چون از مصدر « سومة » اشتقاق يافته ، كه به معناى علامت است . و معناى آيه اين است كه : « قال » ابراهيم گفت * ( « فَما خَطْبُكُمْ » ) * پس بدنبال چه كار مهمى آمده‌ايد * ( « أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ » ) * اى فرستاده شدگان خدا . « قالوا » ملائكه به ابراهيم گفتند : * ( « إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ » ) * ، ما را به سوى مردمى مجرم فرستاده ، كه همان قوم لوط باشند ، * ( « لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ » ) * تا رها كنيم بر سرشان سنگى از گل ، گلى كه چون سنگ سفت باشد . و خداى سبحان در كتاب مجيدش اين گل را « سجيل » هم خوانده . « مسومة » در حالى كه آن سنگها ، نزد پروردگارت نشان دارند ، و براى نابود كردن همان قوم نشانگذارى شده‌اند . و ظاهرا الف و لام در كلمه * ( « الْمُرْسَلُونَ » ) * الف و لام عهد باشد ، و چنين معنا دهد « پس براى چه كارى آمده‌ايد ، اى كسانى كه قبلا گفتيد ما فرستاده شده‌ايم » . * ( « فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * . . . * ( الْعَذابَ الأَلِيمَ » ) * حرف « فاء » كه بر سر آيه آمده ، فصيحه است ، يعنى مىفهماند جزئياتى از داستان در اينجا حذف شده ، تا با اتكاء به فهم خواننده رعايت كوتاه گويى شده باشد ، و آن جزئيات اين است كه : ملائكه بعد از بيرون شدن از محضر ابراهيم به سوى قوم لوط رفتند ، و به خانه خود او درآمده . مردم لوط كه جوانانى زيباروى ديده بودند ، به خانه لوط حمله ور شدند ، تا آنجا كه فرشتگان ، اهل خانه را از قريه بيرون بردند - تفصيل اين داستان در چند جاى قرآن آمده - « فاخرجنا » - ملائكه در اين جمله مقدمات كار را شرح مىدهند . و ضمير در كلمه « فيها » به قريه برمىگردد ، هر چند كه كلمه « قريه » قبلا در آيه نيامده بود ، و ليكن از مفهوم سياق فهميده مىشود . و منظور از جمله * ( « بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ » ) * خانه لوط است كه در آن قريه تنها اين خانه مسلمان بودند . « * ( وَتَرَكْنا فِيها آيَةً ) * » بعد از بيرون كردن اهل آن يك خانه ، يك آيت در آن قريه به جاى گذاشتيم . و اين جمله اشاره است به هلاكت همه اهل قريه و زير و رو شدن سرزمينشان و مراد از جمله « تركنا » بطور كنايه اين است كه آثارى از اين عذاب را در آن قريه باقى گذاشتيم . و معناى آيه اين است كه : وقتى فرشتگان به قريه لوط رسيدند ، و آن حوادث در آنجا پيش آمد * ( « فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * . خواستيم هر چند نفرى كه داراى ايمان بودند از قريه بيرون كنيم ، و غير از يك خانوار * ( « مِنَ الْمُسْلِمِينَ » ) * از مسلمانان در آنجا نيافتيم ، و آن خانواده لوط پيغمبر بودند ، * ( « وَتَرَكْنا فِيها » ) * و ما در سرزمين ايشان با زير و رو كردن آن سرزمين ، و نابود كردن مردم « آية » يك آيت و نشانه اى از ربوبيت خود و از بطلان شركاء ، در آنجا باقى گذاشتيم ، يك آيت * ( « لِلَّذِينَ يَخافُونَ الْعَذابَ الأَلِيمَ » ) * براى مردمى كه از عذاب اليم