السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
559
تفسير الميزان ( فارسي )
و از آن قريه چيزى باقى نگذاشتيم مگر نشانه اى ، تا آنها كه از عذاب اليم مىترسند از آن عبرت گيرند ( 37 ) . و در موسى هم آيتى است آن وقت كه با برهانى محكم او را به سوى فرعون فرستاديم ( 38 ) . فرعون كه همه اعتمادش به لشكرش بود گفت وى يا ساحر است يا جن زده ( 39 ) . پس او و لشكريانش را گرفتيم و در دريا پرت كرديم در حالى كه خود را ملامت مىكرد ( 40 ) . و در عاد نيز آيتى است آن وقت كه بادى خشك و بى فايده به سويشان روانه كرديم ( 41 ) . هيچ چيزى سر راه خود نيافت مگر آنكه چون جسمى پوسيده به صورت پودر درآورد ( 42 ) . و در ثمود هم آيتى است آن زمان كه به ايشان گفته شد تنها چند روز ديگر مهلت خوشگذرانى داريد ( 43 ) . در آن چند روز هم به سوى پروردگار خود برنگشتند و هم چنان از امر پروردگارشان طغيان ورزيدند پس صاعقه ايشان را گرفت در حالى كه خود تماشا مىكردند ( 44 ) . حتى نتوانستند از آنجا كه نشسته بودند برخيزند و كسى را هم نيافتند كه به يارى خويش بطلبند ( 45 ) . و در قوم نوح هم كه قبل از همه نامبردگان بودند آيتى است و آنان مردمى فاسق بودند ( 46 ) . در آسمان هم آيتى است كه ما با قدرت خود بنايش كرديم و روز بروز وسعتش مىدهيم ( 47 ) . و در زمين آيتى است كه آن را گسترده و قابل زيست كرديم ( 48 ) . و از هر چيزى جفت خلق كرديم باشد كه شما متذكر شويد ( 49 ) . پس به سوى خدا بگريزيد كه من شما را بيمرسانى روشنگرم ( 50 ) . و با اللَّه هيچ إله ديگرى مگيريد كه من براى شما نذيرى آشكارم ( 51 ) . بيان آيات اين آيات به تعدادى از نشانه هاى دلالت كننده بر وحدانيت خداى تعالى در ربوبيت ، و نيز برگشت امر تدبير در آسمان و زمين و مردم و ارزاق آنان به خداى سبحان ، اشاره مىكند كه لازمه آن اين است كه چنين خدايى مىتواند از طريق رسالت ، دينى را بفرستد ، و نه تنها مىتواند بلكه واجب است كه بفرستد . و لازمه اين وجوب آن است كه بر خلايق هم لازم است كه دعوت نبوى را در آنچه كه دين او متضمن آن است از وعده بعث و جزا تصديق كنند ، و قبول كنند كه آنچه آن حضرات وعده مىدهند صدق است . و دين كه همان روز جزا است