السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
560
تفسير الميزان ( فارسي )
واقع شدنى است . در سابق هم گفتيم كه خصوصيت اين سوره همين است كه در سلوك احتجاج بر اثبات معاد ، به توحيد نيز مىپردازد . * ( « وَفِي الأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ » ) * از نتيجه اى كه در آخر اين آيات يعنى در آيه * ( « فَفِرُّوا إِلَى اللَّه ) * . . . * ( وَلا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ » ) * گرفته ، فهميده مىشود كه اصلا سياق اين آيات و دلائلى كه در آنها براى اثبات وحدانيت خداى تعالى آمده ، همه براى اثبات يكتايى او در ربوبيت است ، نه اينكه بخواهد با آن ادله اصل وجود خداى تعالى را اثبات نموده و يا خلقت عالم را منتهى به او بداند ، و يا چيزى نظير اين از مسائل توحيد را اثبات كند . و در آيه مورد بحث اشاره اى است به آن عجائب و نشانه هاى روشنى كه در زمين هست ، و بر يكتايى تدبير دلالت مىكند ، و معلوم است كه يكتايى تدبير ، قائم به يكتايى مدبر است . پس مدبر در خشكى و دريا و كوه ها و تلها و چشمه ها و نهرها و معادن و منافعى كه دارند يكى است ، منافعى كه به يكديگر متصل و به نحوى با هم سازگارند ، كه منافعى كه موجودات جاندار ، از نبات و حيوان گرفته ( تا انسان ) از آن بهره مند مىشوند ، نظامى كه هم چنان ادامه دارد و به صرف تصادف و اتفاق پديد نيامده ، و آثار قدرت و علم و حكمت از سراپايش هويداست ، و مىفهماند كه خلقت و تدبير امرش منتهى به خالقى است مدبر و قادر و عليم و حكيم . پس به هر سو از جوانب عالم كه توجه كنيم ، و به هر حيث از جهات تدبير عام جارى در آن روى آوريم ، مىبينيم آيتى است روشن و برهانى است قاطع بر وحدانيت رب آن ، و اينكه رب عالم شريكى ندارد . برهانى كه در آن حق و حقيقت براى اهل يقين جلوه مىكند ، پس در اين عالم آياتى است براى اهل يقين . * ( « وَفِي أَنْفُسِكُمْ أفَلا تُبْصِرُونَ » ) * اين جمله عطف است بر جمله « فى الارض » مىفرمايد : و در انفس خود شما آيات روشنى است براى كسى كه آن را ببيند و به نظر دقت در آن بنگرد ، آيا نمىبينيد ؟ ! و آيات و نشانه هايى كه در نفوس خود بشر هست چند جور است . يك عده آيات موجود در خلقت انسان مربوط به طرز تركيببندى اعضاى بدن ، و قسمتهاى مختلف اجزاى آن اعضا و اجزاى اجزا است ، تا برسد به عناصر بسيط آن . و نيز آياتى در افعال و آثار آن اعضا است كه در همه آن اجزا با همه كثرتش اتحاد دارد ، و در عين اتحادش احوال مختلفى در بدن پديد مىآورد . بدن انسان يك روز جنين است ، روز ديگر طفل ، يك روز نورس ، و روزى ديگر