السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
547
تفسير الميزان ( فارسي )
به معناى سنگينى بار در پشت و يا شكم است . و اينكه در اين آيات پشت سر هم سوگند خورده ، براى اين بوده كه مطلبى را كه بر سر آن سوگند مىخورد تاكيد كند ، و آن مطلب عبارت است از آمدن روزى كه در آن روز جزاى اعمال داده مىشود . در جمله * ( « وَالذَّارِياتِ ذَرْواً » ) * سوگند مىخورد به نسيمهايى كه خاك را بلند مىكند و به هوا مىبرد ، و جمله * ( « فَالْحامِلاتِ وِقْراً » ) * با فايى كه در آغازش دارد و تاخير و ترتيب را مىفهماند ، جمله اى است كه عطف بر جمله « الذاريات » شده ، و سوگندى است به ابرهاى حامله و باردار از باران ، و جمله * ( « فَالْجارِياتِ يُسْراً » ) * كه باز عطف به جمله قبلى است ، سوگندى است به كشتىهايى كه به سهولت در دريا روانند . و جمله * ( « فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً » ) * كه عطف بر جمله قبلى است سوگندى است به ملائكه اى كه كارشان اين است كه به امر پروردگار عمل مىكنند ، و اوامر خدا را در بين خود به اختلاف مقامهايى كه دارند تقسيم مىكنند . آرى ، امر پروردگار صاحب عرش ، در خلقت و تدبير ، امرى است واحد ، ولى وقتى اين امر واحد را ملائكه اى حمل مىكنند كه پستهاى مختلف و ماموريتهاى گوناگون دارند ، قهرا همان امر واحد بر طبق اختلاف مقامات ايشان تقسيم و تكه تكه مىشود ، و همچنين اين تقسيم ادامه دارد تا به دست فرشتگانى برسد كه مامور پديد آوردن حوادث جزئى عالمند ، در آنجا ديگر بيشتر تكه تكه مىشود و تكثير مىپذيرد . و اين آيات چهارگانه به طورى كه ملاحظه مىفرماييد تمامى تدابير عالم را در زير پوشش خود مىگيرد ، و به همه اشاره دارد ، چون هم نمونه اى از تدبير امور خشكيها را كه همان * ( « وَالذَّارِياتِ ذَرْواً » ) * باشد آورده و هم نمونه اى از تدابير امور درياها را در جمله * ( « فَالْجارِياتِ يُسْراً » ) * ذكر كرده ، و هم نمونه اى از تدابير مربوط به فضا را در عبارت * ( « فَالْحامِلاتِ وِقْراً » ) * خاطرنشان ساخته ، و هم تدابير مربوط به تمامى باقى ماندگان زواياى عالم ، و بالآخره مجموع عالم را در عبارت * ( « فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً » ) * اشاره كرده كه گفتيم منظور از آن ملائكه است كه واسطه هاى تدبير هستند ، و اوامر خداى تعالى را تقسيم مىكنند . پس اين آيات چهارگانه در اين معنا است كه فرموده باشد : سوگند مىخورم به تمامى اسبابى كه در تدبير سراسر جهان مؤثرند كه مطلب چنين و چنان است . در رواياتى كه از طرق شيعه « 1 » و سنى « 2 » از على ( عليه افضل الصلوات و السلام ) نقل شده آيات مزبور به همان معنايى
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 153 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 111 .