السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

527

تفسير الميزان ( فارسي )

پس معناى جمله « قال قرينه » اين است كه : آن شيطانى كه يك عمر با او بود و گمراهش مىكرد ، گفت : « ربنا » اى پروردگار ما ، يعنى پروردگار من و اين انسان كه من قرينش بودم ( چون مقام مقام احتجاج و اختصام است ) ، * ( « ما أَطْغَيْتُه » ) * من او را مجبور بر طغيان نكردم ، * ( « وَلكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ » ) * ليكن خودش آماده و مستعد بود كه دعوتهاى مرا بپذيرد ، هر چه به او پيشنهاد مىكردم او به اختيار خود قبولش مىكرد ، پس من مسئول گناهان و طغيان او نيستم . در سوره صافات شرح مفصلى از اختصام و احتجاج ستمگران با همسرانشان در ذيل آيه « احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْواجَهُمْ » « 1 » تا آخر آياتش گذشت . * ( « قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ » ) * گوينده اين پاسخ خداى تعالى است ، و خطابش عمومى است ، گويا روى سخنش با عموم مشركين طاغى و قرينان ايشان است . خطابى است كه قهرا منحل به خطابهايى جزئى مىشود ، و هر انسانى را با قرينش شامل مىگردد ، مثل اين است كه به هر يك از انسان و قرينش فرموده باشد « لا تختصما لدى - نزد من بگو مگو مكنيد » . و اينكه فرمود * ( « وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ » ) * جمله اى است حاليه كه حال از فاعل در جمله « لا تختصموا » است ، و كلمه « بالوعيد » مفعولى است براى جمله « قدمت » و باء آن به اصطلاح باء وصلت است . و معناى آيه اين است كه : نزد من بگو مگو مكنيد كه هيچ سودى برايتان ندارد ، چون من تهديد و وعيد خود را به همه مشركين و ستمكاران ابلاغ نمودم . و تهديدهاى مذكور از قبيل آيات زير است كه به ابليس فرموده « اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً » « 2 » و نيز فرموده « فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَمِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ » « 3 » ، و يا فرموده

--> ( 1 ) سوره صافات ، آيه 22 . ( 2 ) برو كه هر كس از انسانها ، تو را پيروى كند ، جهنم جزاى تو و همه آنان خواهد بود . سوره اسرى ، آيه 63 . ( 3 ) پس حق است و حق را مىگويم كه جهنم را از تو و از هر كس كه تو را پيروى كند از همگيتان پر خواهم كرد . سوره ص ، آيه 84 و 85 .