السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

510

تفسير الميزان ( فارسي )

منظور از « حب الحصيد » حبه و دانه درو شده است . و اضافه كلمه « حب » بر كلمه « حصيد » از باب اضافه موصوف به صفت است ، و معناى آيه روشن است . * ( « وَالنَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ » ) * كلمه « باسقات » جمع « باسقه » است ، كه به معناى طويل و بلند بالا است و « نخل باسق » يعنى درخت خرماى بلندقامت . و كلمه « طلع » به معناى خرما در اولين أوان پيدايش آن است . و كلمه « نضيد » به معناى « منضود » است ، يعنى چيده شده و رديف شده روى هم ، چون خرما بر درخت به همين صورت است كه گويى دانه دانه روى هم چيده شده‌اند . و معناى آيه روشن است . * ( « رِزْقاً لِلْعِبادِ وَأَحْيَيْنا بِه بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ » ) * كلمه « رزق » به معناى هر چيزى است كه بقاء موجودى بدان ادامه يابد . و كلمه « رزقا » مفعول له است ، يعنى علت را بيان مىكند ، مىفرمايد : ما اين باغها و اين دانه هاى درو شده و نخلهاى بلند بالا با طلعهاى روى هم چيده را رويانديم ، براى اينكه رزقى باشد براى بندگان . پس كسى كه اين نباتات را آفريد ، تا بندگان را روزى دهد ، با آن تدابير وسيع و محير العقولى كه در آنها به كار برده ، داراى علمى بى نهايت و قدرتى است كه از زنده كردن انسانها بعد از مردن - هر چند اجزايشان متلاشى و جسمشان در زمين گم شده باشد - عاجز نمىباشد . و جمله * ( « وَأَحْيَيْنا بِه بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ » ) * برهانى ديگر براى مساله بعث و معاد است ، غير از برهان قبلى . بلكه برهانى است كه عليه ادعايى اقامه مىشود كه منكرين معاد صريحا آن ادعاء را نكرده بودند ، بلكه از طى كلامشان استفاده مىشود ، و آن اين است كه اصلا زنده شدن مردگان امكان ندارد . و در اين جمله با اثبات امكان آن از راه نشان دادن نمونه اى كه همان زنده كردن گياهان بعد از مردن آنها است اثبات مىكند كه پس چنين چيزى ممكن است ، زيرا زنده كردن مردگان عينا مثل زنده كردن گياهان در زمين است ، بعد از آنكه مرده و از رشد افتاده‌اند . ولى برهان قبلى معاد را از راه اثبات علم و قدرت خداى تعالى اثبات مىكرد ، و استبعاد و تعجب كفار را رد مىنمود . و ما اين برهان را در ذيل همه آياتى كه از راه زنده كردن زمين بعد از مردنش معاد را اثبات مىكرد مكرر بيان كرده‌ايم . بر خواننده محترم لازم است كه به ساير مجلدات اين كتاب مراجعه كند . * ( « كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ) * . . . * ( كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ » ) * اين آيه تهديد و انذارى است براى كفار ، به خاطر اينكه حق را بعد از اينكه در