السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

509

تفسير الميزان ( فارسي )

كنند اين آسمان را نمىتوانند انكار كنند ، چون جلو چشمشان و بالاى سرشان است . و منظور از اينكه فرمود : آسمان را زينت داديم ، اين است كه ستارگان درخشان را با آن جمال بديعى كه دارند در آسمان آفريديم ، پس خود ساختمان اين بناى بديع با آن جمال خيره كننده اش ، و با اينكه هيچ ترك و شكافى در آن نيست ، صادقترين شاهد بر قدرت قاهره ، و علم محيط او به تمامى خلائق است . * ( « وَالأَرْضَ مَدَدْناها وَأَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ » ) * « مد زمين » به معناى گستردن آن است . و خداى تعالى زمين را طورى گسترده آفريده كه با زندگى انسانها سازگار باشد ، ( و اگر مانند كره ماه بود اين سازگارى را نداشت ) . و كلمه « رواسى » جمع « راسيه » و به معناى هر چيز ثابت است . و در اينجا به معناى كوه است . و اين كلمه صفتى است كه موصوفش حذف شده ( تقدير آن « و ألقينا فيها جبالا رواسى » است ) . و كلمه « بهيج » از ماده بهجت است . صاحب مجمع البيان « 1 » « بهجت » را به معناى آن حسنى گرفته كه مانند گلها و درختان خرم و باغهاى سبز ديدنش لذتآور است . بعضى « 2 » هم گفته‌اند : مراد از « بهيج » مبهوج است يعنى چيزى كه هر كس با آن اظهار مسرت و خوشحالى مىكند . و مراد از « روياندن هر جفتى بهيج » روياندن هر نوعى از گياهان خوش منظر است . پس خلقت زمين ، و تدابير الهى كه در آن جريان دارد ، بهترين دليل است كه مىتواند عقل را بر كمال قدرت و علم صانع آن رهنمون شود . * ( « تَبْصِرَةً وَذِكْرى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ » ) * كلمه « تبصرة » مفعول له است ، و چنين معنا مىدهد كه : اگر انجام داديم آنچه را كه انجام داديم ، و اگر آسمان را بنا و زمين را گسترده كرديم ، و اگر عجائبى از تدبير در آن جارى ساختيم ، همه براى اين بود كه تبصره اى باشد تا انسانها بصيرت يابند و ذكرايى باشد تا آنان تذكر يابند . البته معلوم است تنها از انسانها ، بصيرت و تذكر آن افرادى به كار مىافتد كه زياد به سوى خدا رجوع مىكنند . * ( « وَنَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِه جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ » ) * كلمه « سماء » به معناى جهت بالا است ، و منظور از « ماء مبارك » بارانست . و اگر آن را مبارك خوانده بدين جهت است كه خيرات آن به زمين و اهل زمين عايد مىشود . و

--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 142 .