السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
506
تفسير الميزان ( فارسي )
خود حق را پوشيده بدارند ، چون كفر به معناى پنهان كردن است . و اشاره در جمله * ( « هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ » ) * به مساله بعث و بازگشت به سوى خدا است ، مىگويند مساله معاد امرى است عجيب ، هم چنان كه آيه بعدش همين را تفسير مىكند و از قول آنان مىفرمايد : * ( « أإِذا مِتْنا وَكُنَّا تُراباً . . . » ) * . * ( « أإِذا مِتْنا وَكُنَّا تُراباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ » ) * كلمه « رجع » و « رجوع » هر دو يك معنا دارند . و مراد از بعيد بودن ، بعيد بودن از جهت عقل است . و جواب كلمه « اذا » در جمله * ( « أإِذا مِتْنا وَكُنَّا تُراباً » ) * حذف شده ، چون جمله « * ( ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ ) * » بر آن دلالت مىكرد و تقدير كلام « ء اذا متنا و كنا ترابا نبعث و نرجع ذلك رجع بعيد - آيا وقتى مرديم و خاك شديم مبعوث مىشويم و برمىگرديم ، اين چه برگشتن بعيدى است » مىباشد ، و استفهام در آن به اصطلاح استفهام تعجبى است ، يعنى استفهامى كه منظور از آن به شگفت واداشتن شنونده است . و اگر جواب « اذا » حذف شده براى اين است كه اشاره كند به اينكه آن قدر عجيب است كه اصلا گفتنى نيست ، چون عقل هيچ صاحب عقلى آن را نمىپذيرد ، و اين آيه همان مضمونى را افاده مىكند كه آيه « وَقالُوا أإِذا ضَلَلْنا فِي الأَرْضِ أإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ » « 1 » آن را افاده مىكند . و معناى آيه اين است كه : مشركين تعجب مىكنند و مىگويند : آيا وقتى كه ما مرديم و خاك شديم و ذات ما آن چنان باطل و نابود شد كه ديگر اثرى از آن به جاى نماند دوباره مبعوث مىشويم و برمىگرديم ؟ آن وقت گويا گوينده اى به ايشان مىگويد : از چه چيزى تعجب مىكنيد ؟ در پاسخ مىگويند : آخر اين برگشتن برگشتنى باور نكردنى است ، و عقل آن را نمىپذيرد ، و زير بار آن نمىرود . * ( « قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ » ) * اين آيه سخن آنان و استبعادشان نسبت به بعث و رجع را رد مىكند ، چون آنان استناد جستند به اينكه بعد از مردن به زودى متلاشى مىشويم و بدنهايمان خاك مىشود ، و با خاكهاى ديگر مخلوط مىگردد ، خاك هم كه با خاك فرقى ندارد تا مشتى از آن ، خاك
--> ( 1 ) گفتند : آيا بعد از آنكه در زمين گم شديم آيا دوباره خلقتى جديد به خود مىگيريم ؟ سوره الم سجده ، آيه 10 .