السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
489
تفسير الميزان ( فارسي )
چون بنا بر وجه شما سخن از مذمت تفاخر به حسب و نسب در بين نمىآيد ، شما مىگوييد : آيه در صدد الغاء مطلق تفاضل است . ولى ممكن است به اين معترض گفته شود كه : اختلاف در انساب هم يكى از مصاديق اختلاف طبقاتى است ، و بناى وجه بالا بر اين اساس است كه مىگويد آيه در صدد نفى اختلاف طبقاتى به تمامى مصاديق آن است ، و هم چنان كه ممكن است تفاخر به انساب را نفى و مذمت كنيم ، به اين دليل كه همه انساب و دودمانها منتهى به يك مرد و زن مىشوند ، و تمامى مردم در اين پدر و مادر شريكند . همچنين ممكن است همين مطلب را نفى و مذمت بكنيم به اين دليل كه هر انسانى متولد از دو انسان مىشود ، و همه مردم در اين جهت شريكند . ولى حق مطلب اين است كه جمله * ( « وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ » ) * اگر بگوييم ظهور در مذمت تفاخر به خصوص انساب دارد ، وجه اول وجيه تر است ، و گر نه وجه دوم بهتر است ، چون عمومىتر است . * ( « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُمْ » ) * - اين جمله مطلب تازه اى را بيان مىكند ، و آن عبارت از اين است كه چه چيزى نزد خدا احترام و ارزش دارد . تا قبل از اين جمله مىفرمود : مردم از اين جهت كه مردمند همه با هم برابرند ، و هيچ اختلاف و فضيلتى در بين آنان نيست ، و كسى بر ديگرى برترى ندارد ، و اختلافى كه در خلقت آنان ديده مىشود كه شعبه شعبه و قبيله قبيله هستند تنها به اين منظور در بين آنان به وجود آمده كه يكديگر را بشناسند ، تا اجتماعى كه در بينشان منعقد شده نظام بپذيرد ، و ائتلاف در بينشان تمام گردد ، چون اگر شناسايى نباشد ، نه پاى تعاون در كار مىآيد و نه ائتلاف ، پس غرض از اختلافى كه در بشر قرار داده شده اين است ، نه اينكه به يكديگر تفاخر كنند ، يكى به نسب خود ببالد ، يكى به سفيدى پوستش فخر بفروشد ، و يكى به خاطر همين امتيازات موهوم ، ديگران را در بند بندگى خود بكشد ، و يكى ديگرى را استخدام كند ، و يكى بر ديگرى استعلا و بزرگى بفروشد ، و در نتيجه كار بشر به اينجا برسد كه فسادش ترى و خشكى عالم را پر كند ، و حرث و نسل را نابود نموده ، همان اجتماعى كه دواى دردش بود ، درد بى درمانش شود . در اين جمله مىخواهد امتيازى را كه در بين آنان بايد باشد بيان كند ، اما نه امتياز موهوم ، امتيازى كه نزد خدا امتياز است ، و حقيقتا كرامت و امتياز است . توضيح اينكه : اين فطرت و جبلت در هر انسانى است كه به دنبال كمالى مىگردد كه با داشتن آن از ديگران ممتاز شود ، و در بين اقران خود داراى شرافت و كرامتى خاص گردد . و از آنجايى كه عامه مردم دلبستگيشان به زندگى مادى دنيا است قهرا اين امتياز و