السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
457
تفسير الميزان ( فارسي )
مشيت خدا است و خداى تعالى در آن باره فرموده : « وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » « 1 » ، و نيز فرموده : « وَاللَّه وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ » « 2 » ، و نيز فرموده : « وَاللَّه وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ » « 3 » . اين بود نظريه ما در تفسير آيه مورد بحث ، و مفسرين وجوهى ديگر ذكر كردهاند كه بعضى از آنها از نظر شما مىگذرد : 1 - « تقديم » در اين آيه به معناى « تقدم » است ، يعنى اگر كلمه « تقديم » در جاهاى ديگر متعدى و به معناى جلو انداختن چيزيست ، در اينجا به معناى تقدم و جلو افتادن است ، و معناى آيه اينست كه : از خدا و رسولش جلو نيفتيد ، و قبل از امر و نهى خدا و رسول امر و نهى نكنيد ، و قبل از دستور خدا و رسول هيچ كارى را فيصله ندهيد . و چه بسا گفته باشند كه « تقديم » در آيه به همان معناى معروف كلمه است ، ليكن در اينجا با صرفنظر از متعلقاتش استعمال شده ، مانند آيه « يُحْيِي وَيُمِيتُ » « 4 » ، كه معنايش متعدى است ، ولى كارى ندارد به اينكه چه كسى را زنده و چه كسى را مىميراند ، در نتيجه معنايش همان معناى تقدم مىشود ، يعنى جلو قرار گرفتن چيزى از چيز ديگر . و چون لفظ آيه مطلق است تمامى انواع تقدم را مىگيرد : تقدم در سخن گفتن ، تقدم در عمل ، و حتى تقدم در راه رفتن ، و تقدم در نشستن ، و تقدم در عبادتهايى كه وقت معين دارد ، مثل نماز ظهر خواندن در قبل از ظهر ، و تقدمهاى ديگر « 5 » . 2 - مراد از آيه شريفه اين است كه مؤمنين را نهى كند از سخن گفتن قبل از رسول خدا ، يعنى وقتى رسول خدا ( ص ) در مجلس حاضر است و شخصى از آن جناب سؤالى مىكند ، قبل از آنكه آن جناب پاسخ بگويد ، شما در پاسخ گفتن جلو نيفتيد « 6 » . 3 - معناى آيه اين است كه : ما دام كه خدا و رسول دستورى به شما ندادهاند ، هيچ سخنى مگوييد ، و هيچ عملى انجام ندهيد « 7 » . 4 - معناى آيه اين است كه : سخن خود را مقدم بر سخن رسول خدا مكنيد ، و عمل خود را مقدم بر عمل او نسازيد ، و به احدى اجازه ندهيد جلوتر از او راه برود « 8 » . اشكالى كه در سه وجه اخير است اين است كه منظور از آيه را نهى از تقدم بر رسول
--> ( 1 ) شما نمىخواهيد مگر بعد از آنكه خدا خواسته باشد . سوره انسان ، آيه 30 . ( 2 ) و خدا سرپرست مؤمنان است . سوره آل عمران ، آيه 68 . ( 3 ) خدا سرپرست متقيان است . سوره جاثيه ، آيه 19 . ( 4 ) زنده مىكند و مىميراند . سوره حديد ، آيه 2 . ( 5 و 6 و 7 و 8 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 130 .