السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

438

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : الدر المنثور اين معنا را به طريقى ديگر از على ( ع ) و سلمة بن اكوع و ابو هريره روايت « 1 » كرده . از طرق شيعه نيز روايت شده ، هم چنان كه در علل به سند خود از حسن بن عبد اللَّه از آباء و از جدش حسن بن على ( ع ) از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه در ضمن حديثى كه « سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر » را تفسير كرده فرموده : لا إله الا اللَّه به معناى وحدانيت خدا است و اينكه خدا اعمال را جز با توحيد قبول نمىكند . و همين كلمه ، كلمه تقوى است ، كه كفه ترازوى اعمال در روز قيامت با آن سنگين مىشود « 2 » . و در مجمع البيان در داستان فتح خيبر مىگويد : وقتى رسول خدا ( ص ) از حديبيه به مدينه آمد ، بيست روز در مدينه ماند آن گاه براى جنگ خيبر خيمه زد . ابن اسحاق به سندى كه به مروان اسلمى دارد از پدرش از جدش روايت كرده كه گفت : با رسول خدا ( ص ) به سوى خيبر رفتيم ، همين كه نزديك خيبر شديم و قلعه هايش از دور پيدا شد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : بايستيد . مردم ايستادند ، فرمود : بار الها ! اى پروردگار آسمانهاى هفتگانه و آنچه كه بر آن سايه افكنده‌اند ، و اى پروردگار زمينهاى هفتگانه و آنچه بر پشت دارند ، و اى پروردگار شيطانها و آنچه گمراهى كه دارند ، از تو خير اين قريه و خير اهلش و خير آنچه در آنست را مسألت مىدارم ، و از شر اين محل و شر اهلش و شر آنچه در آنست به تو پناه مىبرم ، آن گاه فرمود : راه بيفتيد به نام خدا « 3 » و از سلمة بن اكوع نقل كرده كه گفت : ما با رسول خدا ( ص ) به سوى خيبر رفتيم شبى در حال حركت بوديم مردى از لشكريان به عنوان شوخى به عامر بن اكوع گفت : كمى از شِرّ و ورهايت ( يعنى از اشعارت ) براى ما نمىخوانى ؟ و عامر مردى شاعر بود شروع كرد به سرودن اين اشعار : لاهم لو لا أنت ما حجينا و لا تصدقنا و لا صلينا فاغفر فداء لك ما اقتنينا و ثبت الاقدام ان لاقينا و أنزلن سكينة علينا انا اذا صيح بنا اتينا و بالصياح عولوا علينا « 4 »

--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 80 . ( 2 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 74 به نقل از علل الشرائع . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 119 . ( 4 ) يعنى : بار الها اگر لطف و عنايت تو نبود ما نه حج مىكرديم ، و نه صدقه مىداديم و نه نماز مىخوانديم ، پس بيامرز ما را ، فدايت باد آنچه كه ما آن را بدست آورديم . و قدمهاى ما را هنگامى كه با دشمن ملاقات مىكنيم ثابت فرما ، و سكينت و آرامش را بر ما نازل فرما . ما هر وقت به سوى جنگ دعوت شويم به راه مىافتيم ، و رسول خدا ( ص ) هم به همين كه ما را دعوت كند اكتفاء و اعتماد مىكند .