السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
433
تفسير الميزان ( فارسي )
آن خبر مىدهد . گاهى هم خداى تعالى لفظ « كلمه » را به روح اطلاق كرده ، از آن جمله فرموده : « وَكَلِمَتُه أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْه » « 1 » . * ( « وَكانُوا أَحَقَّ بِها وَأَهْلَها » ) * - اما اينكه مؤمنين احق و سزاوارتر به كلمه تقوى بودند ، علتش اين است كه استعدادشان براى تلقى چنين عطيه اى الهى تمام بود . آرى ، با اعمال صالح خود استعداد خود را تكميل كرده بودند ، پس همانا سزاوارتر به كلمه تقوى بودند تا ديگران . و اما اينكه اهل آن بودند باز براى اين بود كه به غير ايشان كسى اهليت چنين دريافتى را نداشت و كلمه « اهل » به معناى خاصه هر چيز است . بعضى « 2 » گفتهاند : مراد اين است كه آنان سزاوارتر به سكينت و اهل آن بودند . و بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : در اين جمله تقديم و تاخيرى به كار رفته ، اصل جمله « و كانوا اهلها و احق بها » بوده . ولى خود خواننده مىداند كه اين حرف صحيح نيست . * ( « وَكانَ اللَّه بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً » ) * - اين جمله به منزله دامنه كلامى است براى جمله * ( « وَكانُوا أَحَقَّ بِها وَأَهْلَها » ) * و يا براى همه مطالب گذشته . و معنايش به هر دو تقدير روشن است . * ( « لَقَدْ صَدَقَ اللَّه رَسُولَه الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّه آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ . . . » ) * بعضى از مفسرين « 4 » گفتهاند : فعل « صدق » و « كذب » كه فعل ثلاثى مجردش تشديد ندارد ، دو جور مىتواند هر دو مفعول خود را بگيريد . يك جور با حرف « فى » مثل اينكه بگويى « صدقت زيدا فى حديثه » و يا « كذبت زيدا فى حديثه » و نيز بدون حرف مثل اين كه گفته مىشود : « صدقت زيدا الحديث » و « كذبته الحديث » و اما اگر همين دو كلمه به باب تفعيل برود ، و تشديد بردارد ، آن وقت مفعول دومش را حتما با حرف « فى » مىگيرد ، مثلا مىگويى « صدقت زيدا فى حديثه » و « كذبته فى حديثه » . لام در اول جمله * ( « لَقَدْ صَدَقَ اللَّه » ) * لام سوگند است . و جمله * ( « لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ » ) * پاسخ آن سوگند است . كلمه « بالحق » حال از رؤيا ، و حرف « باء » در آن باء ملابست است . و آوردن جمله * ( « إِنْ شاءَ اللَّه » ) * به منظور اين است كه به بندگانش بياموزد . و معناى آيه اين است كه : سوگند مىخورم كه خدا آن رؤيايى كه قبلا نشانت داده بود ، تصديق كرد ، آن رؤيا اين بود كه به زودى ، شما اى مؤمنين داخل مسجد الحرام خواهيد شد ان شاء
--> ( 1 ) كلمه اى كه خود روحى از خدا بود و بر مريم القاء نمود . سوره نساء ، آيه 171 . ( 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 126 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 120 و 122 .