السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
424
تفسير الميزان ( فارسي )
درونى كفار نيروى سكينت بر رسول و بر مؤمنين نازل كرد و كلمه تقوى را نيروى جدا ناشدنى ايشان كرد ، و ايشان سزاوارترين كس به آن بودند و اهليت آن را داشتند و خدا به هر چيزى دانا است ( 26 ) . و خداوند آن رؤيا را كه در خواب به تو نشان داد كه ان شاء اللَّه به زودى داخل مسجد الحرام خواهيد شد در حالى كه از شر كفار ايمن باشيد و سر بتراشيد و بدون هيچ ترسى تقصير كنيد ، ديدى كه چگونه آن رؤيا را به حق به كرسى نشاند . آرى او چيزهايى مىدانست كه شما نمىدانستيد و به همين جهت قبل از فتح مكه فتحى نزديك قرار داد ( 27 ) . او كسى است كه رسول خود را به هدايت و دين حق فرستاد تا دين حق را بر همه اديان غالب سازد و اين گواهى خدا كافىترين گواهى است ( 28 ) . بيان آيات اين آيات فصل چهارم از آيات سوره است كه در آن شرحى از مؤمنين كه با رسول خدا ( ص ) به حديبيه رفتند ذكر نموده ، و رضايت خود را از آنان كه با آن جناب در زير درخت بيعت كردند اعلام مىدارد ، آن گاه بر آنان منت مىگذارد كه سكينت را بر قلبشان نازل كرده و به فتحى قريب و غنيمتهايى بسيار نويدشان مىدهد . و نيز خبرى كه در حقيقت نويدى ديگر است مىدهد كه مشركين اگر با شما جنگ كنند فرار خواهند كرد ، به طورى كه پشت سر خود را نگاه نكنند . و مىفرمايد آن رؤيايى كه در خواب به پيامبرش نشان داد رؤياى صادقه بود ، و بر حسب آن ، به زودى داخل مسجد الحرام خواهند شد ، در حالى كه ايمن باشند و سر خود را بتراشند ، بدون اينكه از كسى واهمه اى كنند ، چون خدا رسول خود را به هدايت و دين حق فرستاده تا دين حق را بر همه اديان غلبه دهد ، هر چند كه مشركين كراهت داشته باشند . * ( « لَقَدْ رَضِيَ اللَّه عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ » ) * « رضايت » حالتى است كه در برخورد با هر چيز ملايم عارض بر نفس انسان مىشود ، و آن را مىپذيرد و از خود دور نمىكند . در مقابل رضايت ، كلمه « سخط » قرار دارد ، و اين دو كلمه وقتى به خداى سبحان ( كه نه نفس دارد و نه دل ) نسبت داده مىشود مراد از آن ثواب و عقاب او خواهد بود ، پس رضاى خدا به معناى ثواب دادن و پاداش نيك دادن است ، نه آن هيئتى كه حادث و عارضى بر نفس است ، چون خداى تعالى محال است در معرض حوادث قرار گيرد . از اينجا اين را هم مىفهميم كه رضايت و سخط از صفات فعل