السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

380

تفسير الميزان ( فارسي )

و اين سرنوشت روشنترين فتح و پيروزى است كه خدا نصيب پيامبرش كرد و مؤثرترين عامل براى فتح مكه در سال هشتم هجرى شد ، چون جمع كثيرى از مشركين در اين دو سال بين « صلح و فتح مكه » اسلام آوردند ، علاوه بر اين ، سال بعد از صلح ، يعنى سال هفتم هجرى ، خيبر و قراى اطرافش را هم فتح كردند ، و مسلمانان شوكتى بيشتر يافتند ، و دامنه اسلام وسعتى روشن يافت ، و نفرات مسلمين بيشتر شد ، و آوازه شان منتشر شد ، و بلاد زيادى را اشغال كردند . آن گاه در سال هشتم رسول خدا ( ص ) براى فتح مكه حركت كرد ، در حالى كه به جاى هزار و چهار صد نفر در صلح حديبيه ، ده و يا دوازده هزار نفر لشكر داشت . بعضى از مفسرين « 1 » در باره « فتح » گفته‌اند : مراد از آن ، فتح مكه است ، و معناى « * ( إِنَّا فَتَحْنا لَكَ ) * » اين است كه ما برايت مقدر كرده‌ايم كه مكه را بعدها فتح كنى . اما اين تفسير با قرائن آيه نمىسازد . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : مراد از اين فتح ، فتح خيبر است ، و معنايش - بنا بر اينكه سوره در هنگام مراجعت رسول خدا ( ص ) از صلح حديبيه به مدينه نازل شده باشد - اين است كه ما برايت مقدر كرده‌ايم كه خيبر را فتح كنى . اين تفسير نيز همانند تفسير قبلى است . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : مراد از « فتح » فتح معنوى است ، كه عبارت است از پيروزى بر دشمنان از نظر مستدل بودن منطق ، و از نظر معجزات درخشان و آشكارى كه كلمه حق به وسيله آنها بر باطل غلبه كرد ، و اسلام به وسيله آنها بر كفر غلبه يافت . اين وجه هم هر چند در جاى خود حرف بى اشكالى است ، ليكن با سياق آيات درست در نمىآيد . * ( « لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّه ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَما تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَه عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً وَيَنْصُرَكَ اللَّه نَصْراً عَزِيزاً » ) * لام در كلمه « ليغفر » به طورى كه از ظاهر عبارت برمىآيد لام تعليل است ، ظاهرش اين است كه غرض از اين « فتح مبين » عبارت است از « آمرزش تو نسبت به گناهان گذشته و آينده ات » و ما مىدانيم كه هيچ رابطه اى بين فتح مذكور با آمرزش گناهان نيست و هيچ معناى معقولى براى تعليل آن فتح به مغفرت به ذهن نمىرسد ، پس چه بايد كرد ، و چطور آيه را معنا كنيم ؟

--> ( 1 و 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 109 .