السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
381
تفسير الميزان ( فارسي )
بعضى از مفسرين « 1 » براى فرار از اين اشكال گفتهاند : « لام » در جمله « ليغفر » در عين اينكه صداى كسره دارد لام قسم است ، و اصل آن « ليغفرن » بود كه نون تاكيد از آن حذف شده ، و « راء » آن هم چنان به صداى بالا باقى مانده ، تا بفهماند نون در اينجا حذف شده . ليكن اين سخنى است غلط چون در ميان عرب چنين استعمالى سابقه ندارد و همچنين گفتار بعضى « 2 » ديگر كه براى فرار از اشكال گفتهاند : علت فتح ، تنها آمرزش گناهان نيست ، بلكه مجموع « آمرزش » ، « اتمام نعمت » ، « هدايت » و « نصرت عزيز » علت است ، پس منافات ندارد كه يكى از آنها به خصوص ، يعنى آمرزش گناهان فى نفسه علت فتح نباشد . اين حرف نيز بسيار بى پايه است و هيچ ارزشى ندارد ، چون بخشش گناه نه علت فتح است و نه جزء علت و نه حتى به نوعى با مطالبى كه بر آن عطف شده ارتباط دارد تا بگوييم مساله آمرزش گناه با علل فتح مخلوط شده ، پس هيچ مصححى براى اينكه به تنهايى علت معرفى شود ، و نه براى اينكه با علل ديگر و ضمن آنها مخلوط شود نيست . و كوتاه سخن اينكه : اين اشكال خود بهترين شاهد است بر اينكه مراد از كلمه « ذنب » در آيه شريفه ، گناه به معناى معروف كلمه يعنى مخالفت تكليف مولوى الهى نيست . و نيز مراد از « مغفرت » معناى معروفش كه عبارت است از ترك عذاب در مقابل مخالفت نامبرده نيست ، چون كلمه « ذنب » در لغت آن طور كه از موارد استعمال آن استفاده مىشود عبارت است از عملى كه آثار و تبعات بدى دارد ، حال هر چه باشد . و مغفرت هم در لغت عبارت است از پرده افكندن بر روى هر چيز ، ولى بايد اين را هم بدانيم كه اين دو معنا كه براى دو لفظ « ذنب » و « مغفرت » ذكر كرديم ( و گفتيم كه متبادر از لفظ « ذنب » مخالفت امر مولوى است كه عقاب در پى بياورد ، و متبادر از كلمه « مغفرت » ترك عقاب بر آن مخالفت است ) معنايى است كه نظر عرف مردمان متشرع به آن دو لفظ داده ، و گرنه معناى لغوى ذنب همان بود كه گفتيم عبارت است از هر عملى كه آثار شوم داشته باشد ، و معناى لغوى مغفرت هم پوشاندن هر چيز است . حال كه معناى لغوى و عرفى اين دو كلمه روشن شد ، مىگوييم قيام رسول خدا به دعوت مردم ، و نهضتش عليه كفر و وثنيت ، از قبل از هجرت و ادامه اش تا بعد از آن ، و
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 90 . ( 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 26 ، ص 90 .