السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
350
تفسير الميزان ( فارسي )
و در اين كلام به منشا آثارى كه ذكر كرده بود اشاره فرموده ، چون هر يك از دو طائفه را به بيانى كه مناسب حالش باشد توصيف كرده . در اشاره به صفت مؤمنين فرموده : * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ » ) * و در وصف كفار فرموده : * ( « يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الأَنْعامُ » ) * و با اين دو وصف متقابل هم فهمانده مؤمنين در زندگى دنيايى خود رشد مىيابند ، و چون به خدا ايمان دارند و اعمال صالح مىكنند ، هر چه مىكنند درست و حق است ، پس راه رشد را طى كرده ، به وظائف انسانيت عمل كردهاند . و اما كفار عنايتى به اين كه به حق برسند ندارند و دلهايشان هيچ اعتنايى به وظائف انسانيت ندارد ، بلكه تمام همشان شكم و شهوتشان است و سرگرم لذتگيرى از زندگى دنياى كوتاه مدتاند و مانند چارپايان مىخورند و غير از اين آرزو و هدفى ندارند . پس اين مؤمنين در تحت ولايت خدا هستند ، چون راهى را پيش گرفتهاند كه خدايشان خواسته و به سوى آن هدايتشان كرده ، و به همين جهت در آخرت داخل بهشتى مىشوند كه از دامنه آن نهرها جارى است . و اما آن دسته ديگر - يعنى كفار - هيچ وليى ندارند و به خودشان واگذار شدهاند و به همين جهت جايگاه و منزلشان آتش است . و اگر خداى تعالى داخل شدن مؤمنين در بهشت را به خود نسبت داده ، اما منزل كردن كفار در آتش را به خود نسبت نداده ، براى اين است كه حق ولايت مذكور چنين اقتضاء مىكرده . آرى خداى تعالى عنايت خاصى به اولياء خود دارد . اما آنهايى كه از تحت ولايت او بيرون شدهاند كارى به كارشان ندارد ، در هر وادى هلاك مىشوند بشوند . * ( « وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْناهُمْ فَلا ناصِرَ لَهُمْ » ) * مراد از « قريه » اهل قريه است ، چون مىفرمايد « ايشان را هلاك كرديم » و مراد از قريه اى كه پيغمبر را بيرون كرد مكه است . اين آيه شريفه قلب رسول خدا ( ص ) را تقويت و اهل مكه را تهديد و تحقير مىكند ، مىفرمايد خداى تعالى قريه هاى بسيارى را هلاك كرده كه مردمش بسيار از مردم مكه نيرومندتر بودند ، با اين حال ياورى پيدا نشد كه ياريشان كند . * ( « أفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّه كَمَنْ زُيِّنَ لَه سُوءُ عَمَلِه وَاتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ » ) * سياقى كه گفتيم حال مؤمنين را با حال كفار مقايسه مىكند ، دلالت دارد بر اينكه مراد از آنهايى كه بينه اى از پروردگار خود دارند ، مؤمنين هستند . پس مراد از اينكه بر بينه اى از پروردگار خود هستند ، اين است كه دليلى روشن از پروردگار خود دارند كه عقائدشان را