السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

351

تفسير الميزان ( فارسي )

يقينى كرده ، و آن عبارت است از حجت برهانى . پس مؤمنين همواره پيرو حجت قطعى هستند ، حجتى كه راه و روش صحيح را براى انسان بيان مىكند ، انسانى كه بايد عقل را به كار بسته و حق را پيروى كند . و اما آنها كه كافر شدند ، دلداده اعمال زشت خود شدند ، چون شيطان آن اعمال را در نظرشان جلوه داده و دلهايشان را ربوده . و چقدر فرق است بين آنان و بين مؤمنين . * ( « مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ . . . » ) * در اين جمله بين دو فريق از نظر مال كارشان فرق گذاشته و در حقيقت همان بيان گذشته * ( « إِنَّ اللَّه يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا . . . » ) * را توضيح مىدهد . پس در حقيقت اين آيه توضيح و تفصيل آن آيه است . * ( « مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ » ) * - كلمه « مثل » بطورى كه گفته‌اند « 1 » به معناى صفت است ، يعنى صفت بهشتى كه خدا به متقين وعده داده كه در آن داخلشان كند چنين و چنان است . و چه بسا از مفسرين « 2 » كلمه مذكور را حمل بر همان معناى معروفش كرده و از آن استفاده كرده‌اند كه بهشت رفيعتر و درجه اش اعلاى از آن است كه بتوان با زبان و توصيف برايش حد معين كرد . و لفظ ، تنها مىتواند با آوردن مثل ، ذهن را به نوعى به آن نزديك كند ، هم چنان كه آيه « فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ » « 3 » ، به اين معنا اشاره كرده است . در آيه مورد بحث عبارت « آنها كه ايمان آورده و اعمال صالح كردند » كه در آيه قبلى بود ، به عبارت « متقون » تبديل شده ، تبديل لازم از ملزوم ، چون تقوى و پرهيز از خدا مستلزم ايمان و اعمال صالح است . * ( « فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ » ) * - يعنى آبى كه با زياد ماندنش بو و طعم خود را از دست نمىدهد . * ( « وَأَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه » ) * نهرهايى از شير كه مانند شير دنيا طعمش تغيير نمىكند . * ( « وَأَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ » ) * يعنى نهرهايى از خمر كه براى نوشندگان لذت بخش است . و كلمه « لذة » يا صفت مشبهه مؤنث و وصف خمر است و يا مصدرى است كه به وسيله آن ، خمر با مبالغه توصيف شده است و يا مضافى از آن در تقدير است ، كه تقدير آن « من خمر ذات لذة » مىباشد . * ( « وَأَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى » ) * ، يعنى عسل خالص و بدون موم و لرد و خاشاك و ساير چيزهايى كه در عسل دنيا هست و آن را فاسد و معيوب مىكند ،

--> ( 1 و 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 28 ، ص 52 . ( 3 ) پس هيچ كس نمىداند كه چه نور چشمىهايى برايش پنهان كرده‌اند . سوره سجده ، آيه 17 .