السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
333
تفسير الميزان ( فارسي )
چهار نفرند نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى . بعضى « 1 » ديگر اين چهار نفر را عبارت دانستهاند از : نوح ، ابراهيم ، هود و محمد ( ص ) . و اين اقوال يا اقوالى است كه هيچ استدلالى به همراه ندارد ، و يا ادله اى كه به آن استدلال كردهاند بر آن دلالت ندارد ، و به همين جهت از نقل آن ادله چشم پوشيديم . در ابحاث نبوت در جلد دوم اين كتاب پاره اى مطالب در باره انبياء اولوا العزم گذشت ، اگر خواستيد بدانجا مراجعه فرماييد . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه * ( « وَإِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ . . . » ) * فرموده : سبب نزول اين آيات اين بود كه رسول خدا ( ص ) از مكه بيرون شد و به بازار عكاظ رفت ، زيد بن حارثه هم با آن جناب بود ، و آن حضرت مردم را به اسلام دعوت مىكرد ، ولى حتى يك نفر هم دعوتش را اجابت نكرد ، و احدى را نيافت كه دين او را بپذيرد ، ناچار به مكه برگشت . همين كه به محلى به نام « وادى مجنه » « 2 » رسيد عبادت شبانه خود را تلاوت قرآن قرار داد ، چند نفر از طائفه جن از كنارش مىگذشتند ، همين كه صداى قرائت رسول خدا ( ص ) را شنيدند گوش دادند ، و چون قرآن او را شنيدند به يكديگر گفتند : ساكت ، ببينيم چه مىخواند . همين كه خواندنش تمام شده به سوى قوم خود برگشتند و به انذار آنان پرداخته ، گفتند : * ( « يا قَوْمَنا . . . » ) * آن گاه نزد رسول خدا ( ص ) آمده اسلام و ايمان آوردند ، و رسول خدا ( ص ) معالم و شرايع اسلام را به ايشان تعليم كرد . پس خداى تعالى اين آيات را بر پيامبرش نازل فرمود . « قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّه اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ » - تا آخر سوره - و در آن ، كلام جنيان را حكايت كرده . رسول خدا ( ص ) يك نفر از آنان را امير ايشان كرد و همواره نزد آن جناب برمىگشتند و رسول خدا ( ص ) امير المؤمنين را مامور كرد تا معالم دين را به ايشان بياموزد ، پس جنيان هم ( مانند انسانها )
--> ( 1 ) تفسير روح المعانى ، ج 26 ، ص 34 و 35 . ( 2 ) محل جن .