السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
322
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « قالُوا أجِئْتَنا لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا . . . » ) * اين جمله پاسخى است كه قومش در مقابل تهديد آن جناب دادهاند . و در جمله * ( « لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا » ) * « افك » كه عبارت است از دروغ و افتراء ، متضمن معناى صرف و منحرف كردن است ( چون با حرف « عن » متعدى شده ) ، و در نتيجه چنين معنا مىدهد : آيا به سراغ ما آمده اى كه ما را به دروغ و افتراء از آلهه و خدايانمان منحرف كنى ؟ * ( « فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ » ) * - اينكه مىگويند آن عذابى را كه به ما وعده كرده اى بياور ، مىخواهند بگويند تو از آوردن آن عاجز ، و در تهديدت دروغگو ، و در انذارت فريب كارى . * ( « قالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّه وَأُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِه . . . » ) * اين قسمت پاسخ هود از گفتار ايشان و رد آن است . پس اينكه فرمود : * ( « إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّه » ) * خواسته است علم به اينكه عذاب چه وقت نازل مىشود را منحصر در خداى تعالى كند ، چون اين علم يكى از مصاديق علم به غيب است كه حقيقت آن را غير از خداى عز و جل كسى نمىداند . و جمله مذكور اين اشاره را هم دارد كه هود ( ع ) علم به اينكه آن عذاب چيست و چگونه است ؟ و چه وقت است ؟ ندارد و بدين جهت دنبال آن جمله گفت : « * ( وَأُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِه ) * - من تنها آنچه را مامور به ابلاغ آنم به شما ابلاغ مىكنم » يعنى از اين گذشته ديگر علمى به اينكه آن عذاب كه مامور شدهام شما را از آن بيم دهم چيست و چگونه و چه وقت است ؟ ندارم ، و قدرتى هم نسبت به آن ندارم . * ( « وَلكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ » ) * - اين جمله ، اعراض از آن چيزى است كه گفتار قبلى بر آن دلالت داشت ، و مىفهماند كه او از ناحيه خود هيچ علمى ندارد ، و معنايش اين است : درست است كه من علمى به آن عذاب كه در آمدنش عجله مىكنيد ندارم ، اما اين مقدار مىدانم كه شما مردمى جاهليد ، و نفع و ضرر خود و خير و شرتان را تشخيص نمىدهيد ، براى اينكه دعوت خدا را رد و آيات او را تكذيب مىكنيد ، و عذابى را كه از آن تهديدتان مىكند استهزاء مىكنيد . * ( « فَلَمَّا رَأَوْه عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا . . . » ) * اين آيه نشانه هاى نزول عذاب را كه در آغاز نزولش ظاهر مىشود شرح مىدهد . و كلمه « عارض » به معناى ابرى است كه ناگهان بر كرانه افق پيدا گشته ، و به تدريج همه آسمان را مىپوشاند ، و اين يكى از نشانه هاى آن عذاب است كه ضمير در « رأوه » هم به آن برمىگردد ، البته لفظ آن ابر ، در آيه نيامده ، ليكن از سياق فهميده مىشود . و جمله