السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
296
تفسير الميزان ( فارسي )
اين گونه اعمال نيز مىبينيم علم قطعى به هلاكت ، انسان را به باقى ماندن در بالاى برج وادار نمىكند ، چون التزامى به علم قطعى خود ندارد . بعضى از مفسرين از اين اشكال پاسخ دادهاند به اينكه : رسول خدا ( ص ) و ائمه ، تكاليفى مخصوص به خود دارند ، آنها بر خلاف ساير مردم مىتوانند خود را به اين گونه مهلكه ها بيفكنند ، ولى اين كار بر سايرين حرام است . در بعضى از اخبار هم به اين نكته اشاره شده . بعضى ديگر چنين جواب دادهاند : آن علمى تكليف آور است كه علمى عادى باشد ، و اما علم غير عادى تكليف را بر انسان منجز نمىكند . ممكن است اين دو پاسخ اخير را طورى توجيه كنيم كه با بيان سابق ما سازگار باشند . * ( « قُلْ أرَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّه وَكَفَرْتُمْ بِه وَشَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِه فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ . . . » ) * ضمير در « كان » و در « به » و در « مثله » - بطورى كه از سياق برمىآيد - به قرآن بر مىگردد . و جمله * ( « وَشَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ . . . » ) * عطف است بر شرط * ( « إِنْ كانَ » ) * و در نتيجه ، جزاى اين جمله شرطيه ، هم جزاى شرط است و هم جزاء جمله اى كه بر آن عطف شده . و مراد از « مثل قرآن » كتابى است كه از حيث مضمون و معارف الهى شبيه به قرآن باشد ، و آن همان تورات اصلى است كه بر موسى ( ع ) نازل شد . و معناى جمله * ( « فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ » ) * اين است كه آن شاهد ياد شده از بنى اسرائيل ، بعد از شهادت ايمان هم بياورد . و جمله * ( « إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » ) * تعليل همان جزائى است كه حذف شده ، و نيز مىفهماند كه آن جزاء چيست . و ظاهرا آن جزاء عبارت است از « ألستم ضالين - آيا در اين صورت گمراه نبودهايد ؟ » و بعضى جزاء را عبارت دانستهاند از جمله « ألستم ظلمتم » و اين درست نيست ، براى اينكه تعليل به اينكه خدا ستمكاران را هدايت نمىكند با ضلالت سازگار است ، نه با ظلم ، هر چند كه متصف به هر دو صفت بوده باشد .