السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
292
تفسير الميزان ( فارسي )
« قُلْ إِنَّمَا الآياتُ عِنْدَ اللَّه وَإِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ » « 1 » ، « وَما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّه قُضِيَ بِالْحَقِّ » « 2 » . شاهد اين جمع جمله اى است كه بعد از جمله مورد بحث و متصل به آن آمده كه فرموده : * ( « إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ » ) * براى اينكه اتصال اين جمله به ما قبل مىرساند كه در حقيقت اعراض از آن است ، و معناى مجموع دو جمله چنين است : من هيچ يك از اين حوادث را به غيب و از ناحيه خود نمىدانم ، بلكه من تنها پيروى مىكنم آنچه را كه از اين حوادث به من وحى مىشود . * ( « وَما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ » ) * - اين جمله تاكيد همه مطالب قبل در آيه است كه مىفرمود : * ( « ما كُنْتُ بِدْعاً . . . » ) * ، * ( « وَما أَدْرِي . . . » ) * و * ( « إِنْ أَتَّبِعُ . . . » ) * . بحثى فلسفى و دفع يك شبهه روايات بسيارى از طرق ائمه اهل بيت ( ع ) رسيده كه خداى سبحان پيامبر اسلام و ائمه ( ع ) را تعليم داده ، و هر چيزى را به ايشان آموخته . و در بعضى از همان روايات اين معنا تفسير شده به اينكه علم رسول خدا ( ص ) از طريق وحى ، و علم ائمه ( ع ) از طريق رسول خدا ( ص ) بوده است . از سوى ديگر به اين روايات اشكال شده كه : تا آنجا كه تاريخ نشان مىدهد سيره اهل بيت چنين بوده كه در طول زندگى خود مانند ساير مردم زندگى مىكردهاند و به سوى هر مقصدى مىرفتند از راه معمولى و با توسل به اسباب ظاهرى مىرفتند ، و عينا مانند ساير مردم گاهى به هدف خود مىرسيدند ، و گاهى نمىرسيدند ، و اگر اين حضرات علم به غيب مىداشتند ، بايد در هر مسيرى به مقصد خود برسند ، چون شخص عاقل وقتى براى رسيدن به هدف خود ، دو راه پيش روى خود مىبيند ، يكى قطعى و يكى راه خطا ، هرگز آن راهى را كه مىداند خطا است طى نمىكند ، بلكه آن راه ديگر را مىرود كه يقين دارد به هدفش مىرساند . در حالى كه مىبينيم آن حضرات چنين نبودند ، و در زندگى راههايى را طى
--> ( 1 ) بگو آيات و معجزات تنها و تنها از ناحيه خدا است ، و من تنها بيمرسانى آشكارم . سوره عنكبوت ، آيه 50 . ( 2 ) هيچ رسولى نمىتواند آيتى بياورد مگر به اذن خدا ، و وقتى امر خدا برسد آن وقت به حق داورى شود . سوره مؤمن ، آيه 78 .