السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
264
تفسير الميزان ( فارسي )
و معناى اينكه فرمود : * ( « وَأَضَلَّه اللَّه عَلى عِلْمٍ » ) * اين است كه : چنين كسى با اضلالى از خداى تعالى گمراه شده ، و اگر خداى تعالى گمراهش كرده از باب مجازات بوده ، براى اينكه او هواى نفس خود را پيروى كرده ، و خدا او را گمراه كرد ، در عين اينكه او عالم بود ، و مىدانست كه بيراهه مىرود . خواهى گفت : چطور ممكن است كسى با بلد بودن راه در عين حال بيراهه برود ؟ و يا چگونه تصور مىشود كه انسان با داشتن يقين به چيزى آن را انكار كند ، كه آيه شريفه « وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ » « 1 » آن را از پاره اى انسانها حكايت مىكند ؟ در جواب مىگوييم : منافات ندارد كه آدمى راه را بداند ، و در عين حال بيراهه برود ، و يا به چيزى يقين داشته باشد در عين حال آن را انكار كند ، براى اينكه علم ملازم هدايت نيست ، هم چنان كه ضلالت ملازم با جهل نيست ، بلكه آن علمى ملازم با هدايت است كه توأم با التزام عالم به مقتضاى علمش باشد ، يعنى عالم ملتزم به لوازم علم خود نيز باشد و به آن عمل كند تا دنبالش هدايت بيايد . و اما اگر عالم باشد ، ولى به خاطر اينكه نمىتواند از هواى نفس صرفنظر كند ملتزم به مقتضا و لوازم علم خود نباشد ، چنين علمى باعث اهتداء او نمىشود ، بلكه چنين علمى در عين اينكه علم است ضلالت هم هست . و همچنين يقين ، اگر توأم با التزام به لوازم آن نباشد ، با انكار منافات ندارد . و اما اينكه بعضى از مفسرين « 2 » گفتهاند « مراد از علم در اين آيه علم خداى تعالى است ، يعنى خدا با علم خودش به حال اين بنده او را گمراه كرده » معنايى است كه از سياق آيه دور است . * ( « وَخَتَمَ عَلى سَمْعِه وَقَلْبِه وَجَعَلَ عَلى بَصَرِه غِشاوَةً » ) * - اين قسمت از آيه به منزله عطف تفسيرى است براى جمله * ( « وَأَضَلَّه اللَّه عَلى عِلْمٍ » ) * . و « ختم بر سمع و قلب » مهر بر گوش و دل زدن است ، به طورى كه ديگر حق را نشنود و تعقل نكند . و « غشاوه قرار دادن بر بصر » اين است كه ديگر حق را ، يعنى آيات خدا را ، نبيند . و حاصل همه اينها اين است كه گوش و قلب و چشم اثر خود را - كه همان التزام به حقى است كه درك مىكند - نداشته باشد ، و استكبار و پيروى هواى نفس او را نگذارد كه زير بار حق برود . قبلا هم خواننده محترم توجه فرمود كه گفتيم ضلالت از راه ، منافاتى با علم به راه ندارد ، چون ممكن است آدمى راه را
--> ( 1 ) سوره نمل ، آيه 14 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 152 .