السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

231

تفسير الميزان ( فارسي )

مىفرمايد : ما فهم قرآن را با زبان و بيان خود تو كه زبانى عربى است آسان كرديم تا شايد ايشان - يعنى قوم تو - متذكر شوند . در نتيجه آيه مورد بحث قريب المعنى با آيه « إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » « 1 » مىباشد . ولى بعضى از مفسرين « 2 » گفته‌اند : مراد از تيسير كتاب به لسان رسول خدا ( ص ) ، اين است كه با اينكه آن جناب امى و درس ناخوانده بود ، قرآن را بر زبانش جارى ساخت تا آيت و معجزه اى بر صدق نبوتش باشد . ولى اين معنا از سياق قبلى كه گفتيم خلاصه مطالب سوره است بعيد است . * ( « فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ » ) * گويا اين جمله نيز - بخاطر حرف فايى كه با آن ابتداء شده - متفرع بر همان چيزى است كه آيه قبلى متفرع بر آن بود . و حاصل معنا چنين است : ما قرآن را به وسيله عربيت آسان كرديم به اين اميد كه مردم متذكر شوند ، ولى متذكر نشدند ، بلكه هم چنان در شك خود سرگرم بازى هستند ، و منتظر عذابى هستند كه براى تكذيب كنندگان مفرى از آن نيست ، پس منتظر آن عذاب باش ، هم چنان كه خود آنان منتظرش هستند . و اينكه آنان را منتظر خوانده ، از باب استهزاء به ايشان است . يكى از حرفهاى بى ربطى كه در تفسير اين آيه گفته‌اند اين است كه : اين آيه نسخ شده ، چون دستور متباركه با كفار را مىدهد ، و آيه جهاد آن را نسخ كرده است . بحث روايتى در مجمع البيان در ذيل آيه * ( « أهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ » ) * مىگويد : سهل بن ساعد از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه فرموده : تبع را ناسزا مگوييد ، چون او اسلام آورده بود « 3 » . مؤلف : اين معنا در الدر المنثور هم از ابن عباس ، و نيز از ابن عساكر ، از عطاء بن ابى رباح ، از رسول خدا ( ص ) روايت شده « 4 » .

--> ( 1 ) سوره زخرف ، آيه 3 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 137 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 66 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 31 .