السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
224
تفسير الميزان ( فارسي )
حق و باطل جدايى مىافكند ، و محق را از مبطل ، و متقى را از مجرم جدا مىكند . ممكن هم هست از اين جهت باشد كه آن روز روز قضاء فصل الهى است . * ( « مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ » ) * - يعنى روز فصل روز ميقات همه آنان است . ممكن هم هست منظور از همه ، تمامى مردم نباشد ، بلكه تمامى نامبردگان در سابق ، يعنى قوم تبع و قوم فرعون و قريش و ديگران باشد . * ( « يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ » ) * اين آيه شريفه * ( « يَوْمَ الْفَصْلِ » ) * را بيان مىكند . و كلمه « مولى » به معناى كسى است كه حق دارد در امور ديگرى تصرف كند ، و هم به آن كسى كه وى نسبت به او ولايت دارد اطلاق مىشود ، و كلمه « مولى » ى اولى در آيه شريفه به معناى اول و دومى به معناى دوم است . و آيه شريفه نخست اين معنا را نفى مىكند كه در آن روز كسى به درد كس ديگر بخورد . و در ثانى خبر مىدهد از اينكه در آن روز كفار يارى نخواهند شد . و فرق بين اين دو معنا اين است كه به درد خوردن و اغناء ( بى نياز كردن ) در امورى است كه بىنياز كننده خودش به تنهايى و مستقلا آن امر را عهده دار شود ، و براى ديگرى و عوض او انجامش دهد ، و ديگرى هيچ دخالتى در آن كار نداشته باشد ، ولى نصرت در جايى استعمال مىشود كه هم ناصر دخالت داشته باشد و هم منصور ، چيزى كه هست دخالت منصور به تنهايى براى انجام آن كار كافى نباشد ، و با نصرت ناصر تكميل گردد . وجه اينكه هم اغناء را نفى مىكند و هم نصرت را ، اين است كه اين گونه كمكها همه در دنيا مؤثر واقع مىشوند ، و اسباب پيشرفت كار به شمار مىآيد ، و روز قيامت روزى است كه تمامى سببهاى دنيوى از كار مىافتد ، هم چنان كه قرآن كريم در جاى ديگر فرموده : « وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبابُ » « 1 » و نيز فرموده : « فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ » « 2 » . * ( « إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّه إِنَّه هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » ) * اين استثناء از ضمير جمع در « لا ينصرون » است ، يعنى از بين همه مردم كه گفتيم يارى نمىشوند ، تنها كسانى استثناء شدهاند كه مورد ترحم خدا واقع شده باشند . پس مىتوان گفت : اين آيه شريفه يكى از ادله شفاعت در قيامت است كه تفصيل كيفيت دلالتش در
--> ( 1 ) دستشان از تمامى اسباب بريده شود . سوره بقره ، آيه 166 . ( 2 ) رابطه را بين آنان قطع كرديم . سوره يونس ، آيه 28 .