السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

208

تفسير الميزان ( فارسي )

آنكه بر كفر خود و بر آزار رسول خدا ( ص ) و مؤمنين اصرار ورزيدند ، رسول خدا ( ص ) نفرينشان كرد و عرضه داشت : بار الها آنها را به قحطيى نظير قحطى زمان يوسف گرفتارشان فرما . بدنبال اين نفرين ديگر زمين گياه نرويانيد ، و قريش به قحطى شديدى دچار شدند ، به طورى كه افراد از شدت گرسنگى گويى دودى جلو چشمشان را گرفته و آسمان را پر از دود مىديدند . و براى سد جوع مردار و استخوان مىخوردند ، تا آنكه نزد رسول خدا ( ص ) رفته ، عرضه داشتند : اى محمد ! تو آمده اى تا بشر را به صله رحم دعوت كنى ، اينك قوم تو و ارحامت دارند مىميرند ، و آن گاه وعده دادند كه اگر اين گرانى و قحطى بر طرف شود به وى ايمان خواهند آورد . پس رسول خدا ( ص ) دعا كرد و از خدا خواست تا نعمت را بر آنان فراخ و فراوان كند ، و خدا هم دعايش را مستجاب نمود . اما مردم دوباره به كفر قبليشان برگشته ، عهد خود بشكستند . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : دخان مذكور در اين آيه از علامتهاى قيامت است كه هنوز محقق نشده ، و قبل از قيام قيامت محقق مىشود . و دود در گوشهاى مردم داخل مىشود ، به طورى كه سرهايشان مانند سر گوسفند بريان مىگردد ، اما مؤمنين تنها دچار زكام مىشوند ، و زمين تماميش مانند خانه اى بدون روزنه مىشود كه در آن آتش افروخته و دود به راه انداخته باشند . زمين چهل روز چنين حالتى به خود مىگيرد . بعضى « 2 » هم چه بسا گفته باشند كه : مراد از روزى كه دود بياورد ، روز فتح مكه است ، كه لشكر اسلام وارد آن شد ، و دود اجاقهايشان فضاى مكه را پر كرد ، و تاريك ساخت . و چه بسا بعضى « 3 » ديگر گفته باشند : مراد از آن ، روز قيامت است ، و اين دو قول يعنى قول سوم و چهارم به طورى كه ملاحظه مىفرماييد چندان قابل قبول نيست « 4 » . * ( « يَغْشَى النَّاسَ » ) * - يعنى دودى است كه از هر طرف بر مردم احاطه مىيابد . و مراد از « ناس » بنا بر قول اول ، اهل مكه ، و بنا بر قول دوم عموم مردم است .

--> ( 1 و 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 118 . ( 4 ) چون آيه شريفه مىفرمايد آسمان دودى آشكارا مىآورد ، نه اينكه زمين دود به آسمان مىفرستد ، اين اشكال قول سوم . و اما اشكال قول چهارم اين است كه دنبال آيه از ايشان حكايت مىكند كه گفتند : پروردگارا اگر اين عذاب را از ما بردارى ايمان مىآوريم ، و قيامت جاى ايمان آوردن نيست ، پس معلوم مىشود منظور نوعى از عذابهاى دنيوى است ، كه يا اتفاق افتاده - آن طور كه در وجه اول آمده - و يا هنوز اتفاق نيفتاده كه قول دوم آن را مىگويد . مترجم .