السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

202

تفسير الميزان ( فارسي )

بندگانش رحمت دارد . * ( « رَبِّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ » ) * از آنجا كه وثنيها معتقد بودند كه هر صنف از اصناف خلق ، إله و معبودى جداگانه دارد - حال يا يكى و يا بيشتر - و چه بسا مىشد كه يك طايفه از آنها إله مخصوصى براى خود داشتند ، غير آن إله كه قوم ديگر اتخاذ كرده بودند ، لذا در اين آيه شريفه به دنبال جمله * ( « مِنْ رَبِّكَ » ) * كه در آخر آيه قبلى بود ، فرمود : * ( « رَبِّ السَّماواتِ . . . » ) * تا كسى از آنان خيال نكند كه ربوبيت خدا نسبت به رسول گراميش در جمله « ربك - پروردگار تو » ربوبيت خاصى است ، و قرآن هم قائل به چند ربوبيت است . و نيز بفهماند كه پروردگار رسول خدا ( ص ) همان پروردگار آسمانها و زمين و موجودات بين آن دو است ، و به همين جهت دنبال اين آيه در آيه بعدى هم فرمود : * ( « لا إِله إِلَّا هُوَ » ) * . * ( « إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ » ) * - اين اشتراط - همانطور كه زمخشرى « 1 » هم گفته - از قبيل اشتراطى است كه گاهى خود ما در گفتگوهايمان مىآوريم ، مثلا مىگوييم « اين تحفه و انعام زيد است كه مردم همه جا از كرم او سخن مىگويند و سخاوتش را شهرت داده‌اند . البته اگر داستان بخشش و سخاى او را شنيده باشى ، و برايت گفته باشند » . و در حقيقت معناى اين اشتراط اين است كه بفهمانيم سخاوت زيد را همه اهل يقين مىدانند . در آيه مورد بحث هم معناى « اگر اهل يقين بوده باشيد » همين است كه بفهماند خدا همان كسى است كه همه اهل يقين او را مىشناسند ، و مىدانند كه تنها او رب آسمانها و زمين و ما بين آن دو است ، و اگر شما هم از ايشان باشيد البته خواهيد ديد كه او رب همه چيز است . * ( « لا إِله إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ » ) * از آنجا كه آيه قبلى مىفهماند كه ربوبيت يعنى ملك و تدبير منحصر در خداى تعالى است ، و نيز چون الوهيت يعنى معبوديت به حق از لوازم ربوبيت است ، لذا دنبالش كلمه توحيد را آورد كه تمامى آلهه غير خدا را نفى مىكند ، و مىفرمايد : « لا إله الا هو » . * ( « يُحْيِي وَيُمِيتُ » ) * - اين دو صفت از خصوصىترين صفات خداى تعالى است كه از شؤون تدبيرند ، و در نامبردن آن دو ، نوعى زمينه چينى است براى انذار به معاد كه به زودى مىآيد .

--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 272 .