السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
193
تفسير الميزان ( فارسي )
پروردگار اينان كه قوم مناند ايمان نمىآورند . * ( « فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ » ) * در اين جمله به آن جناب دستور مىدهد كه از آنان اعراض كند . و آن جناب را از ايمان آوردن ايشان مايوس مىكند . و معناى جمله « قل سلام » اين است كه : با ايشان خدا حافظى و وداع كن ، وداع كسى كه مىخواهد براى هميشه تركشان گويد ، و از ترك آنان هيچ باكى نداشته باش . * ( « فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ » ) * - اين آيه تهديد و وعيدى است نسبت به آنها . بحث روايتى در كتاب احتجاج از على ( ع ) روايت كرده كه در حديثى طولانى فرموده : كلمه « عابدين » در آيه * ( « إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ » ) * به معناى جاحدين ( منكرين ) است . و بنا بر اين تاويل ، ظاهر آيه درست ضد باطن آن است « 1 » . مؤلف : ظاهرا مراد اين حديث اين باشد كه كلمه « عابد » به آن معنايى كه لفظ در هنگام اطلاق به آن منصرف مىشود ، نمىباشد ، بلكه خلاف آن معنا منظور است . و در كافى به سند خود از هشام بن حكم روايت كرده كه گفت : ابو شاكر ديصانى مىگفت : در قرآن آيه اى است كه مرام و مسلك ما را امضاء كرده . گفتم : كدام آيه است ؟ گفت : آيه * ( « هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِله وَفِي الأَرْضِ إِله » ) * است . من نتوانستم جوابش را بدهم ، پس به حج رفتم و جريان را به عرض امام صادق ( ع ) رساندم . فرمود : اين گفتار ، گفتار زنديقى است خبيث ، وقتى برگشتى به او بگو نام تو در كوفه چيست ؟ لا بد مىگويد نامم فلان است ، بپرس نامت در بصره چيست ، باز مىگويد همان نامى كه در كوفه دارم ، آن گاه بگو خداى تعالى نيز همين طور است ، هم در آسمان إله است و هم در زمين و هم در درياها و هم در بيابانها و هم در همه مكانها . هشام بن حكم مىگويد : وقتى برگشتم ، نزد ابو شاكر رفتم و پاسخ را گفتم . گفت اين پاسخ حتما از حجاز آمده « 2 » .
--> ( 1 ) احتجاج ، ج 2 ، ص 372 . ( 2 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 128 .