السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

184

تفسير الميزان ( فارسي )

اعمالتان به شما داده شده . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : معنايش اين است كه آن را از كفار به ارث برده‌ايد ، چون اگر كفار هم ايمان آورده و عمل صالح مىكردند ، داخل آن مىشدند . و ما در تفسير آيه شريفه « أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ » « 2 » در باره اين دو احتمال بحث كرده‌ايم . * ( « لَكُمْ فِيها فاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْها تَأْكُلُونَ » ) * در اين آيه شريفه ميوه را به طعام و شرابى كه در آيه قبل به آن اشاره فرموده بود اضافه فرمود تا همه نعمتها را شمرده باشد . و كلمه « من » در * ( « مِنْها تَأْكُلُونَ » ) * براى تبعيض است ، و اين كلمه خالى از اين اشاره نيست كه نعمتهاى بهشتى تمام شدنى نيست ، هر قدر هم بخوريد قسمتى از آن را خورده‌ايد . * ( « إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيه مُبْلِسُونَ » ) * منظور از « مجرمين » كسانى است كه در همان روز هم متصف به جرم هستند ، در نتيجه كلمه مذكور هم گنهكاران را شامل مىشود و هم كفار را . مؤيد اين معنا آن است كه اين كلمه در مقابل كلمه « متقين » قرار گرفته كه از كلمه « مؤمنين » خصوصىتر است و تنها شامل مؤمنين با تقوى مىشود . و كلمه « يفتر » مضارع مجهول از مصدر « تفتير » است كه به معناى تخفيف و كم كردن است . و كلمه « مبلسون » جمع اسم فاعل از مصدر « ابلاس » به معناى نوميد كردن است . مىفرمايد مجرمين كه در عذاب جهنم قرار دارند از رحمت خدا و يا از بيرون شدن از دوزخ نوميدند . * ( « وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ » ) * ما به ايشان ستم نكرده‌ايم و ليكن خودشان ستمكاران بودند . براى اينكه خداى تعالى تنها جزاى اعمالشان را به ايشان داده پس اين خودشان بودند كه به خود ستم كردند ، و نفس خويش را با اعمال زشت به شقاوت و هلاكت افكندند . * ( « وَنادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ » ) * منظور از كلمه مالك همان دربان دوزخ است كه در اخبار و روايات عامه و خاصه نيز به اين نام ناميده شده . مجرمين ، مالك دوزخ را خطاب مىكنند و آنچه را كه بايد از خدا بخواهند از او

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 56 . ( 2 ) سوره مؤمنون ، آيه 10 .