السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

166

تفسير الميزان ( فارسي )

مىداشت بايد از آسمان دستبندى از طلا برايش انداخته مىشد . و از ظاهر جمله * ( « أَوْ جاءَ مَعَه الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ » ) * بر مىآيد كه « اقتران » به معناى « تقارن » است ( در نتيجه « مقترنين » به معناى « متقارنين » مىباشد ) هم چنان كه كلمه « استباق » به معناى « تسابق » و كلمه « استواء » به معناى « تساوى » مىباشد . و منظور از « آمدن ملائكه با موسى ( ع ) در حالى كه مقترن باشند » اين است كه ملائكه همراه او بيايند و رسالت او را تصديق كنند . و اين كلمه از سخنانى است كه در قرآن كريم از زبان تكذيب كنندگان رسولان مكرر آمده ، مانند اينكه گفتند : « لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْه مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَه نَذِيراً » « 1 » . * ( « فَاسْتَخَفَّ قَوْمَه فَأَطاعُوه إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ » ) * يعنى فرعون با اين سخنان عقول قوم خود را دزديد و فريبشان داد . و بقيه الفاظ آيه - روشن است . * ( « فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ » ) * كلمه « آسفوا » از مصدر « ايساف » است ، كه به معناى خشمگين كردن ديگرى است . و معناى آيه چنين است : بعد از آنكه با فسوق خود ما را به خشم در آوردند ، از ايشان انتقام گرفتيم و همه شان را غرق كرديم . البته اين نكته را بايد در نظر داشت كه خشم در خداى تعالى به معناى اراده عقوبت است . * ( « فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَمَثَلًا لِلآخِرِينَ » ) * كلمه « سلف » به معناى متقدم است ، و ظاهرا مراد از « سلف بودنشان براى ديگران » اين است كه قبل از ديگران داخل آتش مىشوند . و مراد از اينكه « مثل باشند براى ديگران » اين است كه ديگران سرنوشت آنان را مثل بزنند و از آن عبرت بگيرند ، و ظاهر مثل بودن فرعونيان براى مردم اين است كه اقوام ديگر اگر اهل عبرت باشند و پند بپذيرند از سرگذشت آنان پند بگيرند . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل جمله * ( « وَلا يَكادُ يُبِينُ » ) * گفته : يعنى كلامش را روشن اداء

--> ( 1 ) چرا فرشته اى بر او نازل نشد تا همه جا با او باشد و چون او نذيرى باشد . سوره فرقان ، آيه 7 .