السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
154
تفسير الميزان ( فارسي )
و انصاف اين است كه اينها آيه را خوب معنى نكردهاند ، زيرا اول و آخرش با هم تناقض و تدافع دارد ، چون بنا به گفته آنان جمله « اذ ظلمتم » تعليل اول بى فايده بودن آرزو است . و جمله * ( « أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ » ) * تعليل دوم آن است . و لازمه اينكه قاعدتا بايد بين دو تعليل تطابق باشد ، اين است كه در دومى بفرمايد « خدا حكم رانده كه شما آرزومندان در قيامت و تابعان قرينان ، در عذاب باشيد » نه اينكه بفرمايد : « خدا حكم كرده كه شما آرزومندان معذب در قيامت با متبوعان خود مشترك باشيد » . بعضى « 1 » ديگر گفتهاند معناى آيه اين است كه : اشتراك ، چيزى از عذاب را از شما كم نمىكند ، براى اينكه هر يك از شما و قرينان شما بهره وافرى از عذاب دارد . اين هم درست نيست ، چون بر فرض ، علتى كه براى كم نشدن عذاب و بىفايده بودن اشتراك ذكر كرده فى نفسه صحيح باشد ، نه لفظ آيه شريفه و نه سياق آن دلالتى بر اين علت ندارد . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند معنايش اين است كه : اشتراك شما و قرينان در عذاب سودى به حال شما ندارد آن طور كه در دنيا سود داشت ، چون در دنيا وقتى مشتركا به شدائد گرفتار مىشديد به يكديگر كمك مىكرديد ، و سنگينى گرفتارى بين همه شما تقسيم مىشد ، ولى در اينجا اينطور نيست ، چون هر يك از شما و قرينان شما بيش از حد طاقت ، تحمل عذاب ندارد . اين نيز مانند وجه قبلى درست نيست و همان اشكال بر اين نيز وارد است . بعلاوه فهم چنين معنايى به ذهن هيچ كس در نمىآيد ، تا آيه شريفه بخواهد آن را از ذهنش بيرون آورد . * ( « أفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَنْ كانَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » ) * بعد از آنكه داستان قرين قرار دادن براى كورصفتان را ذكر كرد ، و فرمود كه در نتيجه چنين سرنوشتى درك و فهمشان معكوس مىشود بطورى كه ضلالت را هدايت مىپندارند و نمىتوانند حق را بشناسند ، اينك در اين آيه به عنوان تفريع و نتيجه گيرى ، رسول گرامى خود را متوجه مىكند به اينكه اين گونه افراد ، كرها و كورهايى هستند كه تو نمىتوانى سخن حق را به ايشان بشنوانى ، و به سوى راه رشد هدايتشان كنى ، پس بيهوده خودت را به زحمت مينداز و در دعوت آنان پافشارى منما ، و از اعراضشان اندوه مخور . چيزى كه هست اين معنا را به صورت استفهام انكارى بيان مىفرمايد . بقيه الفاظ آيه روشن است .
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 48 .