السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

126

تفسير الميزان ( فارسي )

كرديم تا تعقلش كنيد ، از شما برگردانيم به خاطر اينكه شما مردمى اسرافگريد ؟ و يا معنايش اين است كه : آيا قرآن را از شما به سويى ديگر برگردانيم به خاطر اينكه شما اسرافگريد ؟ يعنى ما به صرف اسرافگرى شما اين كار را نمىكنيم . * ( « وَكَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الأَوَّلِينَ وَما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ » ) * كلمه « كم » براى تكثير است ، يعنى « و چه بسا » و منظور از كلمه « اولون » امتهاى گذشته است . و جمله * ( « وَما يَأْتِيهِمْ . . . » ) * حال است ، و عامل آن جمله * ( « أَرْسَلْنا » ) * است . اين دو آيه و آيه بعد آن در مقام تعليل آيه قبل است ، مىفهماند كه چرا ذكر را از ايشان برنگردانيد ، و چرا از نازل كردن قرآن صرفنظر نكرد . به اين بيان كه صرف اينكه شما مردمى اسرافگر و متجاوز هستيد ما را از اجراى سنت الهىمان كه همان سنت هدايت از طريق وحى است باز نمىدارد ، چون اعراض شما براى ما تازگى ندارد ، چه بسيار پيامبرانى در امتهاى گذشته فرستاديم ، در حالى كه هيچ پيامبرى برايشان نيامد مگر آنكه او را استهزاء كردند ، و كار بدين جا منجر شد كه آنها را هلاك كرديم ، با اينكه خيلى نيرومندتر از شما بودند . آرى آنها را هلاك كرديم ، نه اينكه از كار خود دست برداريم . پس همانطور كه عاقبت اسراف و استهزاء آنان هلاكت خود آنان بود ، نه دست بردارى ما از سنت خود ، همچنين عاقبت اسرافگرى شما هم هلاكت شما است . پس در حقيقت اين آيات سه گانه وعده اى به رسول خدا و تهديدى به قوم آن جناب است . * ( « فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَمَضى مَثَلُ الأَوَّلِينَ » ) * راغب مىگويد : كلمه « بطش » به معناى اين است كه چيزى را با صولت بگيرى « 1 » . و در آيه مورد بحث التفاتى از خطاب در آيه قبل * ( « أفَنَضْرِبُ عَنْكُمُ » ) * ، به غيبت « منهم » به كار رفته . و گويا وجه اين التفات اين باشد كه چون ديده مردم اسرافگر از تهديد « فاهلكنا » عبرت نمىگيرند ، روى سخن را كه تا كنون با خود اسرافگران بود از آنان برگردانيده و متوجه رسول خود كرده ، تا هم تعريضى به آنها كرده باشد و هم زمينه را براى جمله * ( « وَمَضى مَثَلُ الأَوَّلِينَ » ) * فراهم نموده باشد . مؤيد آن جمله * ( « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ » ) * است كه خطاب را متوجه رسول خود كرده .

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « بطش » .