السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
127
تفسير الميزان ( فارسي )
و در نتيجه معناى آيه چنين مىشود : ما اقوامى نيرومندتر از ايشان را هلاك كرديم . و داستان آن گذشتگان در سوره هايى كه قبل از اين سوره نازل شد گذشت كه چگونه كيفر استهزاى خود را ديدند . * ( « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ » ) * در اين آيه و آيات بعدش - تا شش آيه - بر ربوبيت خداى تعالى و يگانگىاش در ربوبيت احتجاج شده ، و اشاره اى هم به مساله معاد شده و اعترافشان را به اينكه خدا خالق هر چيز است سندى قرار داده بر بطلان اسرافگريشان ، و گوشه هايى از كار خلقت را - مانند : او است كه زمين را گهواره خلق كرده ، و در آن راههايى قرار داده و بارانهايى نازل مىكند - كه در عين حال تدبير امور بندگان هم هست دليل قرار مىدهد بر اينكه پس غير از خدا مالك و مدبرى براى امور خلق نيست ، پس تنها رب او است و غير او ربى نيست . و با اين بيان روشن مىگردد كه آيه مورد بحث مقدمه و زمينه چينى است براى مضمون آيات بعد - و همانطور كه گفتيم - بر ربوبيت و يگانگى خدا در آن احتجاج مىكند . و در اين كتاب مكرر گذشت كه وثنيت منكر اين معنا نيست كه صنع و ايجاد تنها كار خداى تعالى است ، بلكه تنها تدبير را مستند به غير خدا مىكند . * ( « الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ مَهْداً وَجَعَلَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ » ) * يعنى : خدا آن كسى است كه زمين را براى شما طورى آفريد كه در دامن آن پرورش يابيد ، آن طور كه اطفال در گهواره تربيت شده و نشو و نما مىكنند ، و برايتان در زمين راه ها و بزرگراه هايى درست كرد تا به وسيله آنها به سوى مقاصد خود راه يافته و هدايت شويد . بعضى از مفسرين « 1 » گفتهاند معناى * ( « لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ » ) * اين است كه : شايد شما به معرفت خدا و توحيد در عبادتش راه يابيد . ولى معناى اول روشنتر است . در اين آيه شريفه بعد از التفاتى كه در دو آيه قبل از خطاب به غيبت شده بود ، دوباره التفاتى از غيبت به خطاب شده ، و بعد از آنكه در دو آيه قبل مردم غايب فرض شده بودند و روى سخن را متوجه رسول خدا ( ص ) كرده بود ، در اين آيه دوباره روى سخن را متوجه مردم كرده ، هم چنان كه در آغاز سوره هم متوجه ايشان بود . و بعيد نيست وجه آن ، عنايتى باشد كه به اين نكته داشته كه از مشركين اين اعتراف
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 67 .