السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

122

تفسير الميزان ( فارسي )

سوق داده است . و در اين بيان نخست مساله ارسال رسل را به طور اجمال ذكر مىكند ، و سپس از بين آنان ابراهيم و سپس موسى و آن گاه عيسى ( ع ) را نام مىبرد ، و مطالبى از اسراف كفار نقل نموده ، از آن جمله يكى از مهمترين گفتار آنان را كه مىگفتند خداى سبحان فرزند گرفته ، و ملائكه دختران او هستند ذكر مىكند . و اين بدان جهت است كه نسبت به خصوص اين عقيده و رد آن عنايت داشته ، و به همين جهت آن را مكرر نقل مىكند و جواب مىگويد ، و گويندگان آن را به عذاب تهديد مىكند ، البته در اين سوره حقايق متفرق ديگرى نيز هست . و اين سوره به شهادت مضامينش در مكه نازل شده ، مگر آيه « وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا . . . » كه هنوز براى ما ثابت نشده كه در مكه نازل شده ، و به زودى در باره اش سخن خواهيم گفت - ان شاء اللَّه تعالى . * ( « وَالْكِتابِ الْمُبِينِ » ) * از ظاهر اين جمله برمىآيد كه سوگند است ، و جواب آن جمله * ( « إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا » ) * - تا آخر دو آيه - مىباشد . و اينكه قرآن را كتابى مبين خوانده ، بدين جهت است كه قرآن طريق هدايت را ظاهر مىكند ، هم چنان كه فرموده : « وَنَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ » « 1 » و يا بدين جهت است كه خودش ظاهر و روشن است ، و نقطه ضعفى در آن نيست ، هم چنان كه در اين باره نيز فرموده : « ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيه » « 2 » . * ( « إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » ) * ضمير در * ( « جَعَلْناه » ) * به كتاب برمىگردد ، و معناى * ( « قُرْآناً عَرَبِيًّا » ) * اين است كه اين كتابى است كه به لغت عربى قرائت مىشود . * ( « لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » ) * اين جمله غايت و غرض جعل آن كتاب را بيان مىكند . و همين كه اميد تعقل و فهميدن مردم را غايت و غرض جعل مذكور قرار داده ، خود شاهد بر اين است كه قرآن قبل از آنكه به زبان عربى درآيد ، در مرحله اى از كينونت ( هستى ) وجود داشته كه در آن مرحله عقول بشر دسترسى بدان نداشته ، با اينكه كار عقل اين است كه هر امر فكرى و مساله ذهنى را درك كند ، هر چند كه آن مساله در نهايت درجه دقت و لطافت باشد .

--> ( 1 ) ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم در حالى كه بيانگر هر چيزى است . سوره نحل ، آيه 89 . ( 2 ) سوره بقره ، آيه 2 .